فلز زرد و قدرت سرخ: ابعاد ژئواکونومیک جهش ذخایر طلای چین

تاریخ : 1405/06/18
Kleinanlegerschutzgesetz, Crowdfunding, Finanzierungen
تجارت بین‌الملل حقوق بانکی حکمرانی جهانی
نمایش ساده

گزیده جستار: رشد سهم فلز زرد در ذخایر ارزی چین و حرکت تدریجی پکن به سمت کاهش وابستگی به دلار، همگی نشانه‌های ظهور نوعی «ژئواکونومی ذخایر» (Reserve Geoeconomics) هستند؛ عرصه‌ای که در آن ذخایر ارزی دیگر تنها ابزار ثبات مالی نیستند، بلکه به مؤلفه‌ای از رقابت قدرت‌های بزرگ تبدیل‌شده‌اند.

اين نوشتار در تاريخ هجدهم شهریورماه ۱۴۰۵ در روزنامۀ آفتاب حقوقی منتشر شد.

 

فلز زرد و قدرت سرخ:

ابعاد ژئواکونومیک جهش ذخایر طلای چین

 

 

آمار منتشرشده از خریدهای طلای بانک مرکزی چین (People’s Bank of China: PBOC) نشان می‌دهد که پکن در ماه مه ۲۰۲۶ حدود ۱۰ تن طلا به ذخایر رسمی خود افزوده است؛ رقمی که بزرگ‌ترین خرید ماهانه این کشور از ژانویه ۲۰۲۵ محسوب می‌شود. این اقدام نه‌تنها سومین ماه متوالی خرید خالص طلا توسط چین است، بلکه زنجیره خریدهای مستمر طلای این کشور را به ۱۹ ماه متوالی رسانده و ذخایر رسمی طلا را به رکورد تاریخی ۲۳۳۱ تن افزایش داده است.

این داده‌ها در نگاه نخست شاید صرفاً یک تصمیم مدیریت ذخایر ارزی (Foreign Exchange Reserves Management) به نظر برسند؛ اما درواقع بخشی از یک تحول بسیار بزرگ‌تر در ژئوپلیتیک پول (Monetary Geopolitics) و رقابت قدرت‌های بزرگ بر سر معماری مالی قرن بیست‌ویکم هستند. آنچه امروز در خزانه‌های بانک مرکزی چین رخ می‌دهد، تنها خرید فلز زرد نیست؛ بلکه بازتاب تغییر نگرش پکن نسبت به ریسک‌های ناشی از سلطۀ دلار (Dollar Dominance)، تحریم‌های مالی (Financial Sanctions) و آینده نظام پولی بین‌المللی (International Monetary System) است.

 

 

جهش ذخایر طلای چین

برای چند دهه پس از فروپاشی نظام برتون وودز (Bretton Woods System) در سال ۱۹۷۱، بسیاری از اقتصاددانان تصور می‌کردند نقش طلا در اقتصاد جهانی به‌تدریج کمرنگ خواهد شد. دلار آمریکا به ارز ذخیره جهانی (Reserve Currency) تبدیل شد و بانک‌های مرکزی به‌جای انباشت طلا، به خرید اوراق خزانه‌داری آمریکا (US Treasuries) روی آوردند. تحولات دهه اخیر اما این روند را معکوس کرده است. بحران مالی ۲۰۰۸، جنگ اوکراین، مسدودسازی ذخایر ارزی روسیه (Russian Reserve Freeze) در سال ۲۰۲۲ و افزایش رقابت ژئوپلیتیکی میان واشنگتن و پکن باعث شد بسیاری از کشورها بار دیگر به طلا به‌عنوان یک دارایی استراتژیک (Strategic Asset) نگاه کنند.

در این میان، چین به مهم‌ترین بازیگر این روند تبدیل‌شده است. پکن به‌خوبی می‌داند که بخش قابل‌توجهی از ذخایر خارجی این کشور همچنان در دارایی‌های دلاری نگهداری می‌شود و در صورت تشدید تنش‌های ژئوپلیتیکی، این وابستگی می‌تواند به یک نقطه آسیب‌پذیر (Strategic Vulnerability) تبدیل شود. از این منظر، خرید طلا صرفاً یک تصمیم سرمایه‌گذاری نیست؛ بلکه نوعی بیمه ژئوپلیتیکی (Geopolitical Insurance) محسوب می‌شود. رسیدن ذخایر رسمی طلای چین به حدود ۲۳۳۱ تن صرفاً یک عدد نیست. این رکورد نشان می‌دهد که پکن در حال تبدیل طلا به یکی از ستون‌های اصلی استراتژی مالی ملی خود است. اگرچه این میزان هنوز فاصله قابل‌توجهی با ذخایر طلای آمریکا دارد؛ اما روند رشد آن بسیار مهم‌تر از سطح مطلق ذخایر است. آنچه توجه تحلیلگران را جلب کرده، استمرار خریدها در شرایطی است که قیمت جهانی طلا در سطوح تاریخی قرار دارد. این بدان معناست که بانک مرکزی چین افزایش قیمت را مانعی برای انباشت ذخایر استراتژیک نمی‌داند. به‌بیان‌دیگر، پکن احتمالاً طلا را نه یک دارایی سفته‌بازانه (Speculative Asset)؛ بلکه یک ابزار بلندمدت برای امنیت اقتصادی (Economic Security) و قدرت ملی می‌بیند.

سه عامل اصلی پشت تشدید روند خرید طلای چین قرار دارد. نخست، کاهش وابستگی به دلار (De-dollarization): اگرچه سهم دلار در ذخایر جهانی همچنان بسیار بالاست، اما چین تلاش می‌کند به‌تدریج ساختار ذخایر خود را متنوع‌تر کند. طلا برخلاف اوراق قرضه آمریکا، بدهی هیچ دولت یا نهادی نیست و تحت کنترل مستقیم نظام مالی غرب قرار ندارد. دوم، افزایش نااطمینانی ژئوپلیتیکی (Geopolitical Uncertainty): چین با مجموعه‌ای از چالش‌ها مواجه است؛ از رقابت راهبردی با آمریکا در شرق آسیا گرفته تا تنش‌های مربوط به تایوان و محدودیت‌های فناوری اعمال‌شده توسط واشنگتن. در چنین شرایطی، نگهداری بخشی از ذخایر در قالب طلا، سطح تاب‌آوری مالی (Financial Resilience) کشور را افزایش می‌دهد. سوم، حمایت از بین‌المللی‌سازی یوآن (Renminbi Internationalization): پکن در سال‌های اخیر تلاش کرده نقش یوآن (Renminbi) را در تجارت جهانی و نظام پرداخت‌های بین‌المللی گسترش دهد. هرچه پشتوانه طلای بانک مرکزی افزایش یابد، اعتبار بین‌المللی پول ملی چین نیز تقویت خواهد شد.

 

 

ابعاد ژئواکونومیک جهش ذخایر طلای چین

افزایش ذخایر طلا توسط چین را نمی‌توان جدا از رقابت راهبردی میان آمریکا و چین تحلیل کرد. درواقع، بانک مرکزی چین در حال ارسال یک پیام غیرمستقیم به واشنگتن است: پکن در حال آماده‌سازی خود برای جهانی است که در آن دسترسی به نظام مالی دلاری ممکن است به یک ابزار فشار سیاسی تبدیل شود. پس‌ازآنکه دارایی‌های ارزی روسیه در کشورهای غربی مسدود شد، بسیاری از دولت‌ها به این نتیجه رسیدند که ذخایر ارزی لزوماً «بدون ریسک» نیستند. این اتفاق مفهوم جدیدی به نام ریسک ژئوپلیتیکی ذخایر (Reserve Geopolitical Risk) را وارد ادبیات مالی بین‌المللی کرد. برای چین که بیش از سه تریلیون دلار ذخایر خارجی در اختیار دارد، چنین ریسکی اهمیت بسیار بیشتری دارد. از همین رو، افزایش سهم طلا در ذخایر ارزی را می‌توان بخشی از استراتژی کاهش آسیب‌پذیری در برابر فشارهای مالی آمریکا دانست.

در گذشته ذخایر ارزی عمدتاً ابزاری برای تثبیت نرخ ارز (Exchange Rate Stability) بودند. در قرن بیست‌ویکم اما این ذخایر به بخشی از رقابت قدرت‌های بزرگ تبدیل‌شده‌اند. امروزه دولت‌ها نه‌تنها برای مدیریت بحران‌های مالی، بلکه برای افزایش استقلال راهبردی (Strategic Autonomy) از ذخایر خود استفاده می‌کنند. در این چارچوب، طلا ویژگی منحصربه‌فردی دارد: وابسته به نظام بانکی غرب نیست. امکان توقیف آن بسیار دشوارتر است. نقدشوندگی جهانی (Global Liquidity) بالایی دارد. در دوره‌های بحران ژئوپلیتیکی معمولاً ارزش خود را حفظ می‌کند. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران از طلا به‌عنوان «دارایی حاکمیتی نهایی» (Ultimate Sovereign Asset) یاد می‌کنند.

خریدهای مستمر طلای چین بار دیگر بحث «نظم پسادلار» (Post-Dollar Order) را مطرح کرده است. بااین‌حال، واقع‌بینی اقتضا می‌کند که از اغراق در این زمینه پرهیز شود. دلار همچنان ستون اصلی نظام مالی جهانی است. سهم عمده تجارت بین‌المللی، بازارهای سرمایه و ذخایر بانک‌های مرکزی هنوز به دلار وابسته است. همچنین هیچ ارز دیگری در حال حاضر ازنظر عمق بازارهای مالی، نقدشوندگی و اعتماد بین‌المللی توان رقابت کامل با دلار را ندارد. نکته مهم اما این است که روند کنونی الزاماً به معنای سقوط دلار نیست؛ بلکه نشان‌دهنده حرکت تدریجی جهان به سمت یک نظام پولی چندقطبی (Multipolar Monetary System) است. در چنین ساختاری، دلار همچنان مهم‌ترین ارز جهان باقی می‌ماند؛ اما سهم آن به‌تدریج در کنار یوآن، یورو و طلا کاهش می‌یابد.