مرکز ملی داوری با مأموریت بخش تعاون: ابلاغ آیین‌نامه اصلاحی ۱۲۲ ماده‌ای مرکز داوری اتاق تعاون ایران

تاریخ : 1404/09/18
Kleinanlegerschutzgesetz, Crowdfunding, Finanzierungen
آیین دادرسی مدنی حکمرانی شركتي
نمایش ساده

گزیده جستار: آیین‌نامه ۱۲۲ ماده‌ای «تشکیل و فعالیت مرکز داوری اتاق تعاون ایران» که در 21/ 3/ 1404 به تصویب مجمع نمایندگان اتاق تعاون ایران رسیده را باید گامی اساسی در نهادینه‌سازی داوری در بخش تعاون دانست؛ زیرا: بر یک اختیار قانونی ویژه و مستقیم استوار است؛ داوری را از یک قرارداد اختیاری به الزام نهادی تبدیل می‌کند؛ ساختار مرکز داوری را از سطح صنفی به سطح ملی و حرفه‌ای ارتقا می‌دهد و نقش اتاق تعاون را به‌عنوان نهاد تنظیم‌گر (Regulator) در حوزه حل اختلافات تثبیت می‌کند.

اين نوشتار در تاريخ هجدهم آذرماه 1404 در هفته‌نامۀ آفتاب حقوقی منتشر شد.

 

مرکز ملی داوری با مأموریت بخش تعاون:

ابلاغ آیین‌نامه اصلاحی ۱۲۲ ماده‌ای مرکز داوری اتاق تعاون ایران

 

 

 

 

«آیین‌نامه نحوه تشکیل و فعالیت مرکز داوری اتاق تعاون ایران» که به استناد تبصره (6) ماده ۵۷ قانون بخش تعاونی اقتصاد ج.ا.ا.‌ در تاریخ 21/ 3/ 1404 طی مصوبه مجمع نمایندگان اتاق تعاون ایران مشتمل بر یک مقدمه، سه بخش و ۱۲۲ ماده تصویب و از تاریخ ابلاغ برای مرکز داوری و کلیه شعب استانی و دفاتر شهرستان لازم‌الاتباع شده است. این آیین‌نامه جدیدترین مقرره حاکم بر داوری نهادی در بخش تعاون بوده و از حیث ساختار حقوقی، گستره نظم‌دهی و تکالیف الزام‌آور برای تعاونی‌ها، یکی از جامع‌ترین اسناد داوری صنفی در نظام حقوقی ایران به‌شمار می‌رود.

بر اساس تبصره (6) ماده ۵۷ این قانون: «نحوه تشکیل و فعالیت مرکز داوری اتاق تعاون ایران بر اساس آیین‌نامه‌ای است که به تصویب مجمع عمومی اتاق تعاون ایران می‌رسد. ارجاع به داوری اتاق تعاون ایران باید در اساسنامه همه اشخاص تعاونی درج شود.» این عبارت، جایگاه آیین‌نامه را از یک سند عادی صنفی فراتر برده و آن را به رکن تأسیسی نظام حل‌وفصل اختلافات در بخش تعاون تبدیل کرده است.

1) اعطای اختیار مقرره‌گذاری به نهاد عمومی غیردولتی

در اغلب قوانین ایران، تنظیم آیین‌نامه بر عهده دولت، وزارتخانه‌ها یا قوه قضاییه است؛ اما قانون بخش تعاونی، برخلاف رویه مألوف، تنظیم آیین‌نامه داوری را به «مجمع عمومی اتاق تعاون ایران» محول کرده است.

این موضوع از چند منظر اهمیت دارد: (1) استقلال مقرره‌گذاری: آیین‌نامه نه تصویب هیئت‌وزیران است و نه دستورالعمل قوه قضاییه؛ بلکه مقرره‌ای است که یک نهاد عمومی غیردولتی، طبق اختیار قانونی مستقیم، وضع کرده است. (2) خروج از صلاحیت ابطال دیوان عدالت اداری: مطابق آرای هیئت عمومی دیوان عدالت اداری، مصوبات نهادهای عمومی غیردولتی در حوزه امور داخلی و صنفی، در زمره «مقررات دولتی» محسوب نمی‌شود و قابل‌ابطال در دیوان نیست. (3) نقش تأسیسی آیین‌نامه: آیین‌نامه شرط لازم برای شکل‌گیری و فعالیت مرکز داوری است و ماهیتی شبه‌قانونی پیدا می‌کند.

2) ارزیابی نهادی آیین‌نامه ۱۲۲ ماده‌ای اصلاحی ۱۴۰۴

آیین‌نامه جدید که نسبت به نسخه‌های قبلی مفصل‌تر و ساختارمندتر است، نشان‌دهنده گرایش اتاق تعاون به نهادی‌سازی و حرفه‌ای‌سازی داوری است. ارزیابی حقوقینهادی آن از چند زاویه اهمیت دارد: (1) توسعه ساختار سازمانی و تقویت استقلال نهادی: تعریف ساختار هیئت‌امنا و هیئت اجرایی، تشکیل شعب استانی و دفاتر شهرستان، تقویت ضوابط انتخاب داوران و تضمین بی‌طرفی، ایجاد نظام نظارت داخلی و انضباطی به‌صورت تفصیلی در این آیین‌نامه گنجانده است. این ساختار، مرکز داوری را از یک «نهاد صنفی» به یک مرکز ملی داوری با مأموریت بخش تعاونی ارتقا می‌دهد. (2) تحدید مداخلات قضایی: ازآنجاکه آیین‌نامه بر اساس اختیار قانونی مستقیم تصویب شده، مداخله دادگاه‌ها محدود به موارد مقرر است؛ ازجمله: نظارت بر اجرای رأی مطابق مواد ۴۸۹ و ۴۹۰ قانون آیین دادرسی مدنی، رسیدگی به درخواست ابطال در حدود قوانین امری، اجرای رأی داوری. دادگاه‌ها نمی‌توانند در ساختار مرکز، صلاحیت‌ها، فرایندهای داخلی یا محتوای آیین‌نامه مداخله کنند.

3) الزام درج شرط داوری در اساسنامه تعاونی‌ها

الزام درج شرط داوری در اساسنامه تعاونی‌ها پیامد بنیادین دارد. مهم‌ترین اثر تبصره (6) ماده ۵۷ این است که داوری در اتاق تعاون را از توافق اختیاری و قراردادی به الزامات نهادی و قانونی تبدیل می‌کند.

در اینجا، منشأ داوری قرارداد نیست؛ بلکه حکم قانون، ساختار اساسنامه‌ای و الزام مقرره‌گذار نهادی مبنای ارجاع به داوری است. در ادبیات داوری این وضعیت داوری قانونی (Statutory Arbitration) شناخته می‌شود. هر شخصی که عضو تعاونی می‌گردد به‌طور پیشینی ملتزم است که اختلافات خود را مطابق مقررات مرکز داوری اتاق تعاون حل‌وفصل کند و توافق اعضا نمی‌تواند شرط داوری را بی‌اثر کند؛ زیرا این شرط داوری نه قراردادی بلکه آمرهساختاری است.

4) تحلیل کارکردی داوری قانونی بخش تعاون

برای اینکه چرا قانون‌گذار داوری را برای بخش تعاون الزامی کرده دلایل متعددی قابل‌تصور است: (1) کاهش بار قضایی: بخش تعاون می‌تواند دارای میلیون‌ها عضو، هزاران تعاونی و حجم بالای اختلافات مالی، اداری و قراردادی باشد. داوری نهادی می‌تواند: سرعت حل اختلافات را افزایش دهد، تخصص‌گرایی را تقویت کند، از ورود اختلافات پیچیده به دادگاه‌ها جلوگیری کند. (2) ایجاد یک نظام واحد حل اختلاف: تعاونی‌ها برخلاف شرکت‌های خصوصی، ساختار مشارکتی و جمعیتی دارند. قانون‌گذار با الزام داوری واحد، به دنبال: جلوگیری از پراکندگی رویه‌ها، ایجاد وحدت رویه داوری، تضمین رعایت اصول حرفه‌ای میان تعاونی‌ها بوده است. (3) تقویت اعتماد عمومی و حرفه‌ای‌سازی: بحران‌های مدیریتی در برخی تعاونی‌ها (خصوصاً مسکن) و حجم شکایات اعضا ضرورت یک نهاد داوری تخصصی، مستقل و چابک را تشدید کرده بود. این آیین‌نامه ۱۲۲ ماده‌ای می‌تواند: سازوکارهای پاسخ‌گویی را تقویت کند، روند رسیدگی را شفاف کند و احتمال سوءمدیریت را کاهش دهد.

روشن‌ساز کلام: اهمیت آیین‌نامه ۱۲۲ ماده‌ای در تحول نهادی داوری بخش تعاون

آیین‌نامه ۱۲۲ ماده‌ای «تشکیل و فعالیت مرکز داوری اتاق تعاون ایران» که در 21/ 3/ 1404 به تصویب مجمع نمایندگان اتاق تعاون ایران رسیده را باید گامی اساسی در نهادینه‌سازی داوری در بخش تعاون دانست؛ زیرا: بر یک اختیار قانونی ویژه و مستقیم استوار است؛ داوری را از یک قرارداد اختیاری به الزام نهادی تبدیل می‌کند؛ ساختار مرکز داوری را از سطح صنفی به سطح ملی و حرفه‌ای ارتقا می‌دهد و نقش اتاق تعاون را به‌عنوان نهاد تنظیم‌گر (Regulator) در حوزه حل اختلافات تثبیت می‌کند. این آیین‌نامه، در کنار الزام قانونی درج شرط داوری در اساسنامه تعاونی‌ها، یکی از مهم‌ترین تحولات نظام داوری ایران پس از ایجاد «مرکز داوری اتاق بازرگانی» در سال ۱۳۸۰ به‌شمار می‌رود.

این آیین‌نامه ۱۲۲ ماده‌ای «تشکیل و فعالیت مرکز داوری اتاق تعاون ایران»؛ نه‌تنها یک مقرره صنفی جدید محسوب نمی‌شود، بلکه باید آن را بنیادی‌ترین تحول نهادی در نظام حل‌وفصل اختلافات بخش تعاون طی سه دهه اخیر ارزیابی کرد. این آیین‌نامه به‌طور مستقیم بر اساس اختیار تصریح‌شده در تبصره (6) ماده ۵۷ قانون بخش تعاونی اقتصاد ج.ا.ا. تصویب شده و به همین دلیل، واجد نوعی مشروعیت قانونی بنیادین و ویژه است که در کمتر نهاد داوری مشابه در ایران قابل‌مشاهده است. تفصیل اهمیت این تحول را می‌توان در چهار محور اساسی زیر تحلیل کرد:

(1) تقویت استقرار الگوی «داوری قانونی»: با تصویب اصلاحات آیین‌نامه ۱۴۰۴، الزام ساختاری و قانونی داوری موضوع آن تقویت‌شده است. بر اساس تبصره (6) ماده ۵۷ قانون بخش تعاونی اقتصاد ج.ا.ا.، درج شرط داوری در اساسنامه «تمامی اشخاص تعاونی» الزامی است. این حکم، داوری را از یک انتخاب اختیاری به یک نهاد ازپیش‌تأسیس‌شده تبدیل می‌کند و تمام اعضا و مدیران تعاونی را در یک نظام حل اختلاف واحد ادغام می‌سازد. به همین جهت، داوری در اتاق تعاون را می‌توان نمونه‌ای کم‌نظیر از داوری قانونی (Statutory Arbitration) در حقوق ایران دانست؛ الگویی که در آن، منشأ داوری نه توافق بلکه «حکم قانون» و «قید اساسنامه‌ای» است. این ویژگی باعث می‌شود مرکز داوری اتاق تعاون دارای صلاحیت نهادی پیشینی باشد و فرایند داوری در آن متکی بر یک انسجام قانونینهادی باشد، نه جمعی از توافقات پراکنده.

(2) ارتقای سطح مرکز داوری از یک نهاد صنفی به یک مرکز حرفه‌ای ملی: آیین‌نامه ۱۲۲ ماده‌ای با گستره بسیار وسیع مقررات، ساختار اداری، تشکیلاتی و آیین رسیدگی مرکز را دقیق‌تر و پیچیده‌تر از گذشته تعریف می‌کند. این حجم از مقررات، نشان‌دهنده گذار از «داوری صنفی» به داوری نهادی با استانداردهای حرفه‌ای است. مصادیق این گذار عبارت‌اند از: تعریف ساختار سلسله‌مراتبی (مرکز اصلی، شعب استانی، دفاتر شهرستان)، تدوین نظام انتخاب و نظارت بر داوران، پیش‌بینی دبیرخانه حرفه‌ای و فرآیندهای اداری استاندارد، تعیین تکالیف شکلی و ماهوی برای رسیدگی، ایجاد سازوکارهای نظارتی داخلی و انضباطی. چنین چارچوبی مرکز داوری اتاق تعاون را در جایگاه نهادهایی مانند «مرکز داوری اتاق بازرگانی ایران» یا «سازمان داوری اتاق تعاون ترکیه» قرار می‌دهد و ازنظر گستره فعالیت، آن را به مرکز ملی ویژه بخش تعاونی تبدیل می‌کند.

(3) تثبیت نقش اتاق تعاون به‌عنوان «نهاد تنظیم‌گر» در حوزه حل اختلافات: قانون بخش تعاونی با اعطای اختیار تنظیم آیین‌نامه داوری به مجمع عمومی اتاق تعاون، عملاً نقش تنظیم‌گری (Regulatory Role) را به این نهاد تفویض کرده است. این نقش تنظیم‌گری با آیین‌نامه ۱۴۰۴ تعمیق می‌شود؛ زیرا اتاق تعاون اختیار ایجاد، نظارت و اصلاح ساختارهای داوری را داراست؛ ارجاع اختلافات به مرکز داوری یک تکلیف قانونی است، نه انتخابی؛ رویه داوری بخش تعاون از طریق این مرکز متمرکز، کنترل‌شده و یکپارچه می‌شود؛ اتاق تعاون از طریق داوری به ابزاری برای حفظ ثبات، پیش‌بینی‌پذیری و اعتماد اعضا دست می‌یابد؛ بنابراین، مرکز داوری تنها یک مرجع حل اختلاف نیست، بلکه بخشی از سیاست‌گذاری نهادی اتاق تعاون در حوزه حکمرانی تعاون محسوب می‌شود.

(4) نقطه عطفی در تاریخ داوری نهادی ایران پس از ۱۳۸۰: ایجاد «مرکز داوری اتاق بازرگانی ایران» در سال ۱۳۸۰ نخستین گام جدی در شکل‌گیری داوری نهادی در ایران بود. بااین‌حال، هیچ‌یک از مراکز موجود: اختیار قانونی مستقیم برای وضع آیین‌نامه نداشتند؛ داوری را اجباری و ساختاری نکرده بودند؛ نظام حل اختلاف کل یک بخش اقتصادی را تحت پوشش قرار نمی‌دادند و دارای آیین‌نامه‌ای به این سطح از گستره (۱۲۲ ماده) نبودند. از این منظر، آیین‌نامه مرکز داوری اتاق تعاون را باید دومین نقطه عطف مهم در تاریخ داوری نهادی ایران پس از سال ۱۳۸۰ دانست. ویژگی‌هایی که این آیین‌نامه را از سایر نمونه‌ها متمایز می‌کند عبارت‌اند از: حکم قانونی الزام‌آور برای درج شرط داوری در اساسنامه تعاونی‌ها؛ ساختار چندلایه و گسترده برای پوشش تمام کشور؛ ترکیب تنظیم‌گری، نظارت و حل اختلاف در یک نهاد؛ استقلال مقرره‌گذاری و عدم امکان ابطال آیین‌نامه در دیوان عدالت اداری؛ طیف وسیع صلاحیت‌های موضوعی و شخصی. همه این موارد موجب می‌شود که آیین‌نامه ۱۴۰۴ نه یک مقرره اداری ساده، بلکه بخشی از معماری کلان حکمرانی بخش تعاون تلقی گردد.

برآیند مباحث پیشین نشان می‌دهد که این آیین‌نامه ۱۲۲ ماده‌ای را باید: (1) یک تحول ساختاری در نظام حل اختلافات تعاونی‌ها دانست. این آیین‌نامه داوری را به بخشی از «ساختار حقوقی لازم‌الاجرا» تعاونی‌ها تبدیل کرده و امکان داوری قراردادی پراکنده را از میان می‌برد. (2) یک گام اساسی در ارتقای حکمرانی تعاون تلقی کرد. با ایجاد نظام یکپارچه داوری، تعاونی‌ها از وضعیت نابسامان گذشته خارج شده و به بخشی دارای نهاد مستقل، حرفه‌ای و قانونمند تبدیل می‌شوند. (3) موجد تثبیت ارزش‌های کلیدی؛ شفافیت، پاسخ‌گویی و اعتمادسازی دانست. ازآنجاکه اختلافات در حوزه تعاون اغلب میان اعضای گسترده و با منافع عمومیاجتماعی مطرح می‌شود، وجود یک مرکز داوری حرفه‌ای، اعتماد عمومی به تعاونی‌ها را ارتقا می‌دهد. (4) الگویی قابل‌تعمیم در سایر بخش‌های اقتصاد ایران محسوب کرد. اگر الگوهای داوری قانونی در بخش تعاون موفق باشد، می‌تواند سرآغاز شکل‌گیری داوری‌های نهادی مشابه در بخش‌های دیگر نیز شود.