هژمونی نفتی ایران: توانایی انتقال بحران از حوزه انرژی به کل نظام مالی جهانی

تاریخ : 1405/01/15
Kleinanlegerschutzgesetz, Crowdfunding, Finanzierungen
حقوق نفت و گاز حکمرانی جهانی
نمایش ساده

گزیده جستار: هژمونی نفتی ایران در به چالش کشیدن هژمونی نفتی ایالات‌متحده ازآنجاکه چندبعدی است اگر در روزهای آتی جنگ رمضان در بعد زیرساخت‌های تولید نفت هم آسیب ببیند در دو بعد تسلط بر تنگه هرمز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های حمل‌ونقل نفت و تضعیف پترودلار همچنان برقرار خواهد بود.

اين نوشتار در تاريخ پانزدهم فروردین‌ماه ۱۴۰۵ در روزنامۀ اعتماد منتشر شد.

 

هژمونی نفتی ایران:

توانایی انتقال بحران از حوزه انرژی به کل نظام مالی جهانی

 

 

رابرت ای. پاپ؛ استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو و کارشناس برجسته مسائل امنیتی و راهبردی، معتقد است که برخلاف تصور رایج، ایران در جریان درگیری‌های اخیر با آمریکا و اسرائیل نه‌تنها تضعیف نشده؛ بلکه در حال قدرتمندتر شدن است. پاپ که سه دهه مطالعه درزمینۀ کارزارهای هوایی و امنیت ملی داشته، معتقد است ایران از استراتژی «تشدید افقی» استفاده می‌کند؛ همان راهبردی که ویتنام شمالی علیه آمریکا به‌کار برد. در این استراتژی، طرف ضعیف‌تر به‌جای رویارویی مستقیم، دامنه جغرافیایی و سیاسی درگیری را گسترش می‌دهد. حملات موشکی و پهپادی ایران به در سراسر خلیج‌فارس، نشانه «تلاشی حساب‌شده برای تغییر ماهیت درگیری از نبرد توانمندی‌های نظامی به رقابت استقامت سیاسی» است. این موضوع ایران را تا آستانۀ تبدیل‌شدن به یک «هژمونی نفتی» بالا برده است.

هژمونی نفتی ایران

هژمونی نفتی با تسلط بر سه موضوع قابل ایجاد است: اول) تسلط بر منابع تولید نفت؛ دوم) تسلط بر کریدورهای حمل‌ونقل نفت؛ سوم) تسلط بر تعیین ارز معاملات نفتی. پُرواضح است که این هژمونی تا پیش از جنگ رمضان به ایالات‌متحده بازمی‌گشته است. ایران با این جنگ ابعاد این هژمونی را تا حد زیادی به چالش کشیده است. ایران در تلاش است که در کنار منابع و ذخایر نفتی خود با تسلط بر تنگه هرمز و تقویت پترویوان در برابر پترودلار، هژمونی نفتی خود را تثبیت کند.

از مهم‌ترین و واقع‌بینانه‌ترین گزینه‌ها برای جایگزینی نسبی پترودلار، ظهور «پترویوان» است که بر پایه نقش فزاینده چین در بازار جهانی انرژی شکل‌گرفته است. چین به‌عنوان بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان، ظرفیت بالایی برای تأثیرگذاری بر ارز تسویه معاملات انرژی دارد. در سال‌های اخیر، این کشور با توسعه قراردادهای آتی نفت مبتنی بر یوان در بورس بین‌المللی انرژی شانگهای، گامی مهم در جهت بین‌المللی‌سازی ارز خود برداشته است. از منظر نهادی، چین تلاش کرده است زیرساخت‌های مالی لازم برای پشتیبانی از پترویوان را تقویت کند؛ ازجمله ایجاد سیستم‌های پرداخت جایگزین برای سوئیفت، توسعه بازارهای سرمایه داخلی و گسترش استفاده از یوان در تجارت دوجانبه. بااین‌حال، محدودیت‌هایی همچون کنترل سرمایه، شفافیت پایین بازارهای مالی و سطح اعتماد بین‌المللی، مانع از تبدیل کامل یوان به یک ارز هژمونیک شده‌اند. درنتیجه، پترویوان را باید به‌عنوان یک جایگزین مکمل و نه لزوماً جایگزین کامل دلار در کوتاه‌مدت تلقی کرد.

وابستگی پنهان واشنگتن به تنگه هرمز محرز است؛ زیرا ستون فقرات پنهان اقتصاد آمریکا را چرخه پترودلار شکل می‌دهد. ترامپ می‌گوید ما به تنگه هرمز نیاز نداریم؛ اما بدون چرخه پترودلار، اقتصاد آمریکا با چه سازوکاری دوام خواهد آورد؟! فروش نفت خلیج‌فارس فقط با دلار و بازگشت پترودلارها به اوراق خزانه‌داری آمریکا موجب تأمین مالی کسری بودجه آمریکا و تثبیت هژمونی دلار می‌شود. حلقه اتصال همه این‌ها تنگه هرمز با عبور حدوداً ۳۰ درصد نفت دریایی جهان است. ازنظر مجمع جهانی اقتصاد، بحران تنگه هرمز فقط روی نفت تأثیر ندارد، ۹ کالای دیگر هم هستند؛ این کالاها شامل متانول، آلومینیوم، گوگرد، گرافیت و سایر مواد صنعتی حیاتی هستند که زنجیره‌های تأمین جهانی و گذار به انرژی سبز را تحت تأثیر قرار می‌دهند. تأثیر این اختلال‌ها در زنجیره‌های تأمین جهانی سریعاً مشهود است؛ از کودهای کشاورزی برای برداشت‌های آینده تا مواد معدنی موردنیاز صنایع فناوری پیشرفته.

آنچه تنگه هرمز را به نقطه عطفی بی‌بدیل تبدیل کرده، صرفاً موقعیت طبیعی آن نیست؛ بلکه اراده راهبردی ایران و توانمندی نیروهای مسلح آن است که جغرافیا را به ابزاری فعال برای مدیریت هوشمندانه و اعمال فشار تبدیل کرده‌اند. اگر جغرافیای ایران دستیابی به یک پیروزی سریع نظامی را دشوار می‌کند، موقعیت آن در امتداد این تنگه شکل دیگری از اهرم را فراهم می‌کند و آن توانایی تحمیل هزینه‌های اقتصادی جهانی، حتی بدون پیروزی در میدان نبرد است. آنچه این تنگه را به نقطه عطفی بی‌بدیل تبدیل کرده، صرفاً موقعیت طبیعی آن نیست. جغرافیا صحنه را می‌آراید؛ اما اراده راهبردی ایران و توانمندی نیروهای مسلح آن است که این صحنه را به ابزاری فعال برای مدیریت هوشمندانه تبدیل کرده‌اند. در این معادله، تنگه هرمز نه‌فقط یک گذرگاه باریک؛ بلکه عرصه‌ای برای اعمال قدرت نامتقارن، بازدارندگی و ابتکار عمل ایرانی است. صرف ادراک خطر در این تنگه می‌تواند باعث جهش قیمت نفت، افزایش شدید حق بیمه حمل‌ونقل دریایی و اختلال در زنجیره‌های تأمین جهانی شود. لجستیک دریایی نه‌تنها توسط امنیت فیزیکی؛ بلکه توسط ادراک خطر نیز هدایت می‌شود، اگر شرکت‌های کشتیرانی باور کنند که تنگه ناامن است، ترافیک نفت‌کش‌ها کند می‌شود یا تغییر مسیر می‌دهد. در عمل، ایران برای اعمال‌نفوذ بر تنگه نیازی به کنترل کامل خط ساحلی خود ندارد؛ تنها کافی است توانایی ایجاد عدم قطعیت و ریسک را حفظ کند. خنثی‌سازی این مزیت مستلزم سلطه مستمر بر یک عرصه وسیع دریایی خواهد بود. درواقع، آنچه به‌عنوان کارزاری با هدف تغییر نظام و برچیدن توانمندی‌های هسته‌ای و موشکی ایران آغاز شد، به‌تدریج به‌سوی یک بن‌بست راهبردی متمرکز بر تنگه هرمز در حال حرکت است. هرمز تنها بخشی از یک نظام ژئوپلیتیکی گسترده‌تر است. دومین گلوگاهی که مسیر جنگ را شکل می‌دهد، غرب‌تر و در باب‌المندب قرار دارد، گذرگاهی باریک که دریای سرخ را به خلیج عدن متصل می‌کند. برای نزدیک به دو دهه، این کریدور در معرض اختلالات مکرر توسط انصارالله در یمن قرار داشته است؛ یک بازیگر عمل‌گرا که حملات دریایی‌اش به‌طور دوره‌ای کشتیرانی تجاری در دریای سرخ را تهدید کرده است. اگر تنش‌ها به این گلوگاه دریایی سرریز شود، پیامدهای اقتصادی آن می‌تواند بسیار فراتر از میدان نبرد گسترش یابد. باب‌المندب شکنندگی شبکه دریایی متصل‌کننده دریای سرخ به تجارت جهانی را آشکار می‌کند.

توانایی انتقال بحران از حوزه انرژی به کل نظام مالی جهانی

تشدید تنش‌های ژئوپلیتیکی در تنگۀ هرمز، به‌ویژه تثبیت هژمونی نفتی ایران، اقتصاد جهانی را وارد مرحله‌ای پیچیده و پر ریسک کرده است؛ مرحله‌ای که هم‌زمان با افزایش تورم، کاهش رشد اقتصادی و فشار بر بازارهای مالی همراه شده است. این وضعیت به شکل یک «شوک نامتوازن» ظاهر شده که کشورهای مختلف را به‌طور متفاوت تحت تأثیر قرار می‌دهد. در اروپا، این فشارها شدیدتر است؛ زیرا افزایش قیمت انرژی هزینه‌های دولت‌ها را بالا برده و باعث رشد بازده اوراق قرضه شده است. این موضوع نشانه‌ای از انتقال بحران از حوزه انرژی به کل نظام مالی است. بانک‌های مرکزی جهان در موقعیت دشواری قرارگرفته‌اند. آن‌ها باید بین مهار تورم و حمایت از رشد اقتصادی یکی را در اولویت قرار دهند. افزایش نرخ بهره برای کنترل تورم می‌تواند رشد اقتصادی را تضعیف کند، درحالی‌که عدم اقدام جدی نیز خطر تداوم تورم را افزایش می‌دهد. این شرایط در اروپا حساس‌تر است؛ زیرا وابستگی بیشتری به واردات انرژی دارد و بیشتر در معرض رکود تورمی قرارگرفته است. در مقابل، اقتصاد آمریکا ممکن است با احتیاط بیشتری سیاست‌های پولی خود را تنظیم کند.

جهان اکنون با پدیده‌ای به نام «تورم وارداتی» روبه‌روست؛ یعنی افزایش قیمت‌ها نه به‌دلیل سیاست‌های داخلی، بلکه به‌خاطر رشد هزینه انرژی، حمل‌ونقل و بیمه رخ‌داده است. پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد رشد اقتصاد جهانی کاهش یافته و تورم همچنان بالا باقی خواهد ماند. در چنین شرایطی، ابزارهای سنتی بانک‌های مرکزی کارایی کمتری دارند. افزایش نرخ بهره نمی‌تواند منشأ اصلی تورم را برطرف کند و تنها ممکن است فشار بیشتری بر اقتصاد وارد کند. همین موضوع باعث شده سیاست‌گذاران در نوعی بن‌بست قرار بگیرند. خطر اصلی، گسترش این بحران به کل نظام مالی است. افزایش قیمت انرژی ابتدا تورم را بالا می‌برد، سپس نرخ بهره افزایش می‌یابد و این روند به بازارهای مالی، بانک‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها آسیب می‌زند. این چرخه می‌تواند درنهایت به کاهش سرمایه‌گذاری و افزایش ریسک رکود منجر شود. اقتصاد جهانی وارد دوره‌ای از عدم قطعیت بالا شده است؛ دوره‌ای که در آن تصمیم‌گیری‌های اقتصادی دشوارتر از گذشته شده و خطر رکود تورمی بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود.

 

 

روشن‌ساز کلام

همان‌طور که فارِن پالیسی نوشت تهران برای ترامپ تله می‌گذارد. ایران ابتکار عمل را در جنگ رمضان به دست گرفته و شرایطی ایجاد کرده که ترامپ دیگر نمی‌تواند به‌راحتی از آن خارج شود. پایان دادن یک‌جانبه به جنگ برای آمریکا بسیار دشوار شده و روندی از فرسایش و محدودیت در گزینه‌های سیاسی و نظامی به وجود آمده است. کنترل تنگه هرمز تعیین‌کننده برنده جنگ خواهد بود. وال‌استریت ژورنال اذعان کرد که ایران با وضع قوانین جدید برای این آبراه استراتژیک، به دنبال نفوذ دائمی در خاورمیانه (غرب آسیا) است.

هژمونی نفتی ایران در به چالش کشیدن هژمونی نفتی ایالات‌متحده ازآنجاکه چندبعدی است اگر در روزهای آتی جنگ رمضان در بعد زیرساخت‌های تولید نفت هم آسیب ببیند در دو بعد تسلط بر تنگه هرمز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های حمل‌ونقل نفت و تضعیف پترودلار همچنان برقرار خواهد بود.