گزیده جستار: عصر کمیابیِ مبتنی بر انضباط کارتلها در حال افول است و نفت بیش از گذشته به ابزار رقابت ژئوپلیتیک بدل شده است. اکنون بازار جهانی نفت وارد مرحلهای میشود که در آن استقلال ملی، ظرفیت مازاد و انعطافپذیری راهبردی بر هماهنگی کارتلمحور تقدم مییابد. امارات با این تصمیم، نهتنها مسیر نفتی خود، بلکه بخشی از موازنه قدرت در خلیجفارس و فراتر از آن را بازنویسی کرده است.
اين نوشتار در تاريخ دهم اردیبهشتماه ۱۴۰۵ در روزنامۀ اعتماد منتشر شد.
خروج امارات از اوپک:
پایان انضباط سهمیهای و آغاز نبرد سهم بازار

تصمیم امارات متحده عربی برای خروج از اوپک و اوپکپلاس از اول مه ۲۰۲۶ (11 اردیبهشت 1405) را نمیتوان صرفاً اختلافی یک اختلاف درونسازمانی و فنی بر سر سهمیه تولید یا ظرفیتسازی نفتی دانست. این تصمیم، در بستر یک راهبرد ژئواکونومیک گستردهتر قابلفهم است؛ راهبردی که هدف آن «ابزارسازی نهادی» برای افزایش قدرت چانهزنی، بازتعریف نقش منطقهای و ارتقای موقعیت امارات در معادلات جهانی انرژی است. آنچه رخ داده، نشانهای از پایان عصر کمیابیِ مبتنی بر انضباط کارتلها و آغاز مرحلهای تازه از رقابت بر سر سهم بازار و نفوذ ژئوپلیتیک است.
پایان انضباط سهمیهای و آغاز نبرد سهم بازار
برای دههها، منطق اوپک و سپس اوپکپلاس بر «خویشتنداری جمعی» استوار بود. عربستان سعودی رهبری میکرد، روسیه نقش مکمل داشت و دیگر اعضا با کاهش تولید، از قیمتها دفاع میکردند. این الگو زمانی کارآمد بود که هدف مشترک، تثبیت قیمت بدون تخریب تقاضا بود. امارات اما دیگر در این قالب نمیگنجد. این کشور طی سالهای اخیر سرمایهگذاری گستردهای برای افزایش ظرفیت تولید انجام داده و شرکت ملی نفت ابوظبی (ADNOC) هدفگذاری ظرفیت ۵ میلیون بشکه در روز تا ۲۰۲۷ را دنبال میکند. در مقابل، سهمیههای اوپکپلاس عملاً بخشی از این ظرفیت را بلااستفاده نگهداشتهاند. از نگاه ابوظبی، نگهداشتن بشکهها در زیرزمین در دورهای که هنوز تقاضای جهانی پابرجاست، به معنای از دست دادن فرصت تاریخی تبدیل نفت به ثروت حاکمیتی است. کارتل خواهان صبر بود؛ امارات خواهان سرعت است. این تفاوت، یک شکاف ساختاری را آشکار میکند: بازار نفت از «دفاع از قیمت» به «تسخیر سهم بازار» در حال گذار است.
تضعیف کارتل و بازتوزیع قدرت
خروج امارات، انسجام اوپکپلاس را تضعیف میکند و بار تثبیت بازار را بیشازپیش بر دوش عربستان میگذارد. هرچه تعداد تولیدکنندگان خارج از چارچوب سهمیهای بیشتر شود، هزینه کاهش داوطلبانه برای حفظ قیمتها سنگینتر خواهد شد. این تحول همچنین پیام ژئوپلیتیکی روشنی دارد: قدرت کارتل برای مدیریت بازار دیگر بدیهی نیست. اگر یکی از مهمترین تولیدکنندگان دارای ظرفیت مازاد، ترجیح دهد خارج از چارچوب عمل کند، الگوی همکاری بلندمدت جای خود را به توافقهای مقطعی و رقابتهای سیال خواهد داد.
در این نظم جدید، سهم بازار و سرعت واکنش اهمیت بیشتری از اجماع کارتل خواهد داشت. ایالاتمتحده بهعنوان ابرقدرت انرژی با تولید رکوردی، وزن بیشتری در تعیین رژیم قیمتی خواهد یافت. چین نیز برای تضمین امنیت عرضه به بازیگران مستقل و باثبات نیازمند است. امارات با خروج از اوپک این پیام را منتقل میکند که قادر است مستقل از محدودیتهای نهادی، در تنظیم عرضه و شکلدهی به پویاییهای بازار نقشآفرینی کند. برای ایالاتمتحده، اوپک ضعیفتر به معنای محدودتر شدن توان ریاض و مسکو در مدیریت قیمت است. نفت ارزانتر میتواند همچون کاهش مالیات پنهان برای مصرفکنندگان آمریکایی عمل کند و به مهار تورم کمک کند. جغرافیا اما محدودیت خود را دارد؛ واشنگتن میتواند بر کارتلها فشار آورد؛ اما نمیتواند اهمیت تنگه هرمز را حذف کند. چین معادله را متفاوت میبیند. پکن همچنان به نفت خلیجفارس وابسته است و در کنار نفت تخفیفخورده ایران و ونزوئلا، به دنبال تأمینکنندگان باثبات است. اماراتی که خارج از انضباط کارتل عمل میکند، میتواند نهفقط نفت؛ بلکه «قابلیت اتکا» عرضه کند؛ کالایی ژئواکونومیک که در دوره نااطمینانی ارزشمندتر از تخفیف قیمتی است.
ابزارسازی نهادی امارات علیه عربستان
بُعد مهمتر، اما رقابت فزاینده امارات و عربستان در سطح منطقهای است. اختلاف رویکردها در پروندههایی چون یمن، سودان و حتی نحوه تعامل با بازیگران فرامنطقهای، ضرورت تقویت جایگاه مستقل ابوظبی را افزایش داده است. در این چارچوب، خروج از اوپک را میتوان نوعی «ابزارسازی نهادی» دانست؛ اقدامی که به امارات امکان میدهد از افزایش تولید بهعنوان اهرم ژئواکونومیک برای به چالش کشیدن نقش مسلط عربستان در مدیریت بازار نفت استفاده کند. توانایی افزایش سریع عرضه، بهویژه در شرایطی که ثبات بازار انرژی برای ایالاتمتحده اهمیت راهبردی دارد، میتواند وزن امارات را در تعاملات دوجانبه با واشنگتن افزایش دهد. اوپک ضعیفتر به معنای کاهش توان ریاض و مسکو در کنترل قیمتهاست؛ امری که با منافع مصرفکنندگان بزرگ همراستا تلقی میشود.
برای امارات، خروج از اوپک به معنای حاکمیت کامل بر سیاست تولید و همراستاسازی آن با اهداف کلان اقتصادی است. این تصمیم میتواند درآمد کوتاهمدت را افزایش دهد و موقعیت این کشور را در تعامل با هر دو قطب واشنگتن و پکن تقویت کند. در مقابل اما نفوذ درون کارتل و روابط با عربستان با آزمونی جدی روبهرو خواهد شد. ابوظبی عملاً میان «قدرت در میز مذاکره» و «آزادی در بازار» گزینه دوم را برگزیده است. این استقلال البته بدون هزینه نیست. کاهش نفوذ در درون کارتل، احتمال تنش با عربستان و ریسک واکنش رقابتی سایر تولیدکنندگان ازجمله پیامدهای احتمالی است. اگر افزایش تولید به رقابت گسترده بر سر سهم بازار منجر شود، خطر فشار نزولی بر قیمتها و حتی بازگشت به جنگ قیمتی وجود دارد. بااینحال، به نظر میرسد ابوظبی محاسبه کرده که مزیتهای بلندمدت استقلال و افزایش قدرت چانهزنی، بر هزینههای کوتاهمدت آن میچربد.

روشنساز کلام: افول عصر کمیابیِ مبتنی بر انضباط کارتلها
خروج امارات از اوپک را باید یک کنش ژئواکونومیک آگاهانه دانست؛ تلاشی برای بازتعریف موقعیت این کشور در ساختار قدرت منطقهای و جهانی. عصر کمیابیِ مبتنی بر انضباط کارتلها در حال افول است و نفت بیش از گذشته به ابزار رقابت ژئوپلیتیک بدل شده است. اکنون بازار جهانی نفت وارد مرحلهای میشود که در آن استقلال ملی، ظرفیت مازاد و انعطافپذیری راهبردی بر هماهنگی کارتلمحور تقدم مییابد. امارات با این تصمیم، نهتنها مسیر نفتی خود، بلکه بخشی از موازنه قدرت در خلیجفارس و فراتر از آن را بازنویسی کرده است.