گزیده جستار: در جهانی که سیاستهای مالی و پولی تحت تأثیر تنشهای ژئوپلیتیک و بیاعتمادی به قدرتهای سنتی هستند، طلا همچنان لنگری است در برابر جریانهای بیثباتی. برای ایران و بسیاری از اقتصادهای درحالتوسعه، طلا نهفقط دارایی ذخیرهای، بلکه سیاستی ژئواکونومیک و ابزاری برای مدیریت ریسکهای تحریمی و ارزی شده است؛ امری که در بلندمدت میتواند هم فرصت باشد و هم چالشی جدی برای طراحی سیاستهای پولی و مالی.
اين نوشتار در تاريخ چهاردهم دیماه ۱۴۰۴ در روزنامۀ اعتماد منتشر شد.
وقتی ژئوپلیتیک قیمت طلا را تعیین میکند:
طلا پناهگاه امن سرمایه در برابر فروپاشی اعتماد پولی جهانی


در پایان سال ۲۰۲۵، شکوه و صلابت بازار طلا بازتابدهنده فراتر از یک روند مالی صرف بود. طلا در سالی که گذشت، با ثبت بیش از ۶۰ درصد رشد سالانه؛ بیشترین از سال ۱۹۷۹، آشکار ساخت که بازارهای جهانی دیگر تنها با متغیرهای اقتصادی مرسوم هدایت نمیشوند، بلکه جریانهای عمیق سیاسی، ژئوپلیتیک و بیاعتمادی به نظم پولی سنتی در حال بازنویسی نقش این دارایی تاریخیاند.
رکوردشکنی قیمت؛ جلوهای از بیاعتمادی جهانی
سال ۲۰۲۵ برای طلا یک سال تاریخی بود. قیمت طلا برای نخستین بار از سطوح بیش از ۴۵۰۰ دلار در هر اونس فراتر رفت و رکوردهای قیمتی پیاپی را جابهجا کرد. این جهش چشمگیر تحت تأثیر مجموعهای از عوامل قرار گرفت؛ از انتظارات کاهش نرخ بهره فدرال رزرو و تضعیف دلار گرفته تا خریدهای بیسابقه بانکهای مرکزی و افزایش عدم قطعیتهای ژئوپلیتیک. اگرچه برخی رسانهها از اصلاحهای موقتی در بازار طلا گزارش دادهاند، این اصلاحات کوتاهمدت نتوانستهاند روند بنیادی صعودی را زیر سؤال ببرند. بسیاری از تحلیلگران معتقدند که طلا همچنان در سال ۲۰۲۶ جذابیت خود را بهعنوان پناهگاه امن سرمایه در برابر آشفتگیهای جهانی حفظ خواهد کرد.
ژئوپلیتیک بهجای اقتصاد؛ محرک اصلی تقاضا
در سالهای اخیر، تحولات سیاسی در سراسر جهان؛ از جنگ اوکراین و بحران خاورمیانه تا تنشهای تجاری و اعمال تحریمها، باعث شدهاند تا طلا بیش از هر زمان دیگری بهعنوان بازتاب عدم قطعیت و فروپاشی اعتماد به ساختارهای پولی خطی شناخته شود. تقاضا برای طلا در محیطی که ارزهای ذخیره سنتی همچون دلار آسیبپذیر به نظر میرسند، بهطور طبیعی افزایشیافته است. این پدیده صرفاً یک پاسخ بازار به ریسک اقتصادی نیست؛ بلکه پیامی راهبردی از سوی دولتها و بانکهای مرکزی برای متنوعسازی ذخایر و کاهش وابستگی به داراییهایی است که در مواقع بحران میتوانند مورد محدودیت یا تحریم قرار گیرند. این بازگشت طبقهای به طلا؛ نهتنها بهعنوان کالای فیزیکی، بلکه بهعنوان «پول نهایی»، نشاندهنده بیاعتمادی سیستمیک به سازوکارهای پولی مبتنی بر ارزهای فیات است که قرنها بر اقتصاد جهانی حاکم بودهاند.
بانکهای مرکزی در رأس تقاضای راهبردی
یکی از برجستهترین عوامل تقویتکننده قیمت طلا، افزایش چشمگیر خریدهای بانکهای مرکزی است. در سالهای اخیر، بانکهای مرکزی کشورهایی مانند چین، هند و چندین اقتصاد نوظهور دیگر، ذخایر طلای خود را بهطور مستمر افزایش دادهاند تا در برابر نوسانات ارزی و شوکهای سیاست خارجی بیمه شوند. گزارشها حتی حاکی از این هستند که در سال ۲۰۲۵، خرید طلا توسط بانکهای مرکزی نزدیک به سطوح بیسابقه بوده و بسیاری از مؤسسات مالی پیشبینی میکنند که این روند در سال ۲۰۲۶ نیز ادامه یابد؛ چراکه طلا همچنان بهعنوان ابزاری برای مدیریت ریسک و تنشهای ژئوپلیتیک در ذخایر مطرح است. برخی نهادهای مالی بزرگ حتی نسبت به ادامه روند صعودی قیمت طلا در سال 2026 هشدار دادهاند و هدفگذاریهایی بالاتر از ۴۸۰۰ تا نزدیک ۵۰۰۰ دلار برای هر اونس مطرح کردهاند. این پیشبینیها انعکاسدهنده این نگرش است که ریسکهای جاری جهانی بهسادگی از میان نخواهند رفت.
ژئوپلیتیک خاورمیانه و تأثیر آن بر بازار طلا
خاورمیانه بهعنوان منطقهای با تنشهای مستمر ژئوپلیتیک، نقش مهمی در جهتدهی به روند قیمت طلا داشته است. عدم قطعیتهای سیاسی، درگیریهای نظامی و وابستگی شدید به درآمدهای نفتی؛ که خود تابع نوسانات انرژی جهانی است، باعث شدهاند تا بازیگران منطقهای به ذخایر غیرارزی، ازجمله طلا، توجه ویژهای داشته باشند. در چنین محیطی، طلا نهتنها بهعنوان سرمایه محافظ، بلکه بهعنوان ابزاری برای کاهش آسیبپذیری در برابر شوکهای جهانی عمل میکند. در دهه اخیر، کشورهای منطقه اهمیت بیشتری به ذخایر طلای خود دادهاند تا بتوانند در مواجهه با نوسانات شدید نفتی، تحریمها و فشارهای بینالمللی، بخشی از قدرت خرید و ذخایر ارزش خود را حفظ کنند. این خود نشاندهنده آن است که نقش طلا دیگر صرفاً اقتصادی نیست؛ بلکه ابزاری ژئوپلیتیک برای حفظ استقلال و نفوذ اقتصادی محسوب میشود.
طلا در سیاست ارزی و بانک مرکزی ایران
در ایران، طلا از منظر اقتصادی و سیاستگذاری یک ابزار پیچیده و استراتژیک است. در پی سالها مواجهه با تحریمهای مالی و ارزی، بانک مرکزی ایران با محدودیتهایی روبرو بوده که دسترسی به ذخایر ارزی بینالمللی را دشوار ساخته است. در چنین شرایطی، طلا بهعنوان داراییای مستقل از شبکههای مالی بینالمللی اهمیت بیشتری یافته است، چراکه از خطر بلوکه شدن و تحریم بهدور میماند و ارزش تنزیلیافته پول ملی را در برابر شوکها حفظ میکند. پیوند طلا با سیاست ارزی ایران نیز چندوجهی است. از یکسو، عرضه سکه بهعنوان کالای سرمایهگذاری میتواند نقش کاهنده فشار بر بازار ارز را ایفا کند، و از سوی دیگر، ذخیره طلا در ترازنامه بانک مرکزی بهعنوان پشتیبان ارزش پول ملی در شرایط بیثباتی اقتصادی عمل میکند. بااینحال، فقدان یک راهبرد ارزی شفاف و بلندمدت باعث شده است که گاه تکیه بیشازحد به طلا تبدیل به علامت ضعف سیاست ارزی شود، نهتنها ابزاری برای تثبیت آن. سیاستهای پولی نامنسجم و عدم پیشبینیپذیری در بازار ارز موجب شدهاند تا طلا به آینهای از انتظارات بیاعتمادی به ارزش ریال تبدیل شود. بهبیاندیگر، زمانی که اعتماد به واحد پول ملی کاهش مییابد، تقاضا برای دارایی فیزیکی و امن مانند طلا افزایش مییابد؛ این دقیقاً بازتاب یک چالش ژئواکونومیک است که ایران با آن مواجه است.
چشمانداز ۲۰۲۶: ادامه صعود یا اصلاح قابلتوجه؟
با ورود به سال ۲۰۲۶، بسیاری از تحلیلگران و مؤسسات مالی، ازجمله شورای جهانی طلا و بانکهای بزرگ سرمایهگذاری، انتظار ادامه روند صعودی قیمت طلا را دارند، اگرچه برخی اصلاحهای موقت در مسیر را نیز محتمل میدانند. عوامل کلیدی که میتوانند مسیر آتی قیمت طلا را شکل دهند عبارتاند از: (1) سیاست پولی فدرال رزرو و دیگر بانکهای مرکزی: کاهش نرخ بهره میتواند جذابیت طلا را افزایش دهد و فشار بر دلار را تضعیف کند. (2) خریدهای بانکهای مرکزی: ادامه خریدها در سطوح بالا، تقاضای بنیادین طلا را تقویت خواهد کرد. (3) تنشهای ژئوپلیتیک و ریسکهای جهانی: استمرار بحرانهای منطقهای و جهانی به پناهندگی سرمایه در طلا دامن خواهد زد. (4) اصلاح احتمالی بازار: تند بودن رشد قیمت میتواند زمینهساز فازهای اصلاحی در میانمدت گردد.

روشنساز کلام: طلا بهمثابه شاخص سیاسی و اقتصادی
طلا دیگر صرفاً کالایی با ارزش تاریخی نیست. رشد تاریخی قیمتها در ۲۰۲۵ و چشمانداز آن برای ۲۰۲۶ نشان میدهد که این فلز گرانبها به شاخصی برای سنجش فروپاشی اعتماد در نظام پولی جهانی تبدیلشده است. در جهانی که سیاستهای مالی و پولی تحت تأثیر تنشهای ژئوپلیتیک و بیاعتمادی به قدرتهای سنتی هستند، طلا همچنان لنگری است در برابر جریانهای بیثباتی. برای ایران و بسیاری از اقتصادهای درحالتوسعه، طلا نهفقط دارایی ذخیرهای، بلکه سیاستی ژئواکونومیک و ابزاری برای مدیریت ریسکهای تحریمی و ارزی شده است؛ امری که در بلندمدت میتواند هم فرصت باشد و هم چالشی جدی برای طراحی سیاستهای پولی و مالی.