طلا پول است؛ هر چیز دیگر اعتبار است

تاریخ : 1404/11/21
Kleinanlegerschutzgesetz, Crowdfunding, Finanzierungen
تجارت بین‌الملل حکمرانی جهانی
نمایش ساده

گزیده جستار: در سال ۱۹۱۲، جی‌پی مورگان جمله‌ای بر زبان آورد که در زمان خود شاید بدیهی به نظر می‌رسید؛ اما امروز معنایی تازه و راهبردی یافته است: «طلا پول است؛ هر چیز دیگر اعتبار است» (Gold is money; everything else is credit). بیش از یک قرن بعد، رفتار بازارهای مالی جهانی گویی تأییدی دوباره بر این داوری تاریخی است.

اين نوشتار در تاريخ بیست‌ویکم بهمن‌ماه ۱۴۰۴ در روزنامۀ اعتماد منتشر شد.

 

طلا پول است؛ هر چیز دیگر اعتبار است:

 ۱۱۴ سال بعد، بازار همچنان حق را به جی‌پی مورگان می‌دهد

 

 

 

جهش طلا در سال ۲۰۲۶ تنها یک رونق قیمتی نیست؛ بلکه رأی عدم اعتماد بازار جهانی به سیاست‌های مالی آمریکا و آینده دلار است. ۱۱۴ سال پس از جمله مشهور جی‌پی مورگان، جهش تاریخی قیمت طلا به بالای ۵۰۰۰ دلار در ابتدای سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که بازار جهانی بار دیگر به این گزاره بازگشته است: در عصر بدهی‌های انفجاری آمریکا، تضعیف دلار و بی‌ثباتی ژئوپلیتیک، طلا نه یک دارایی لوکس؛ بلکه پناهگاه نهایی اعتماد و معیار واقعی پول است.

در سال ۱۹۱۲، جی‌پی مورگان جمله‌ای بر زبان آورد که در زمان خود شاید بدیهی به نظر می‌رسید؛ اما امروز معنایی تازه و راهبردی یافته است: «طلا پول است؛ هر چیز دیگر اعتبار است» (Gold is money; everything else is credit). بیش از یک قرن بعد، رفتار بازارهای مالی جهانی گویی تأییدی دوباره بر این داوری تاریخی است. جهش کم‌سابقه قیمت طلا در آغاز سال ۲۰۲۶؛ با عبور از محدوده ۵۰۰۰ دلار در هر اونس و ثبت نوسانات شدید، تنها یک موج سفته‌بازی یا هیجان مقطعی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از فرسایش اعتماد به دلار، سیاست‌های مالی ایالات‌متحده و ثبات نظم پولی جهانی است. در جهانی که بدهی‌های دولتی رکورد می‌زنند، جنگ‌ها و تحریم‌ها گسترش‌یافته‌اند و سیاست پولی با عدم قطعیت فزاینده مواجه است، بازار بار دیگر به این نتیجه رسیده که درنهایت، پول واقعی همان طلاست.

دلار در برابر طلا؛ پول واقعی یا اعتبار سیاسی؟

در نظام مالی مدرن، دلار آمریکا ستون فقرات تجارت جهانی، ذخایر ارزی و بازارهای سرمایه است؛ اما برخلاف طلا، دلار نه یک دارایی کمیاب طبیعی، بلکه پولی مبتنی بر اعتبار دولت آمریکا و اعتماد به سیاست‌گذاران آن است. رابطه میان طلا و دلار به‌طور سنتی معکوس بوده است: تقویت دلار موجب کاهش جذابیت طلا و تضعیف دلار موجب افزایش تقاضا برای طلا می‌باشد. در ماه‌های اخیر، دلار تحت تأثیر مجموعه‌ای از عوامل؛ ازجمله کسری بودجه مزمن، بدهی فدرال فزاینده، نااطمینانی نسبت به سیاست‌های اقتصادی دولت آمریکا و انتظارات تغییر مسیر سیاست پولی، با فشار نزولی روبه‌رو شده است. این تحولات، طلا را بار دیگر در جایگاه پول فرادلار قرار داده است؛ دارایی‌ای که به‌جای تکیه‌بر اعتبار یک دولت، بر کمیابی ذاتی و پذیرش تاریخی جهانی استوار است. به بیان ساده، هرچه اعتماد به اعتبار دلار تضعیف می‌شود، طلا بیش‌ازپیش نقش «پول واقعی» را بازی می‌کند.

فدرال رزرو، نرخ بهره و بحران اعتماد پولی

یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده قیمت طلا، سیاست نرخ بهره فدرال رزرو است. طلا برخلاف اوراق قرضه و سپرده‌های بانکی، سود دوره‌ای تولید نمی‌کند؛ بنابراین در دوره‌های نرخ بهره بالا، جذابیت آن کاهش می‌یابد. مسئله امروز اما صرفاً سطح نرخ بهره نیست؛ بلکه اعتماد بازار به توان بانک مرکزی آمریکا در مدیریت تورم، رشد و ثبات مالی است. درحالی‌که نرخ بهره آمریکا در محدوده 5/ 3 تا 75/ 3 درصد تثبیت شده، بازارها نسبت به چند موضوع نگران‌اند: خطر رکود در صورت تداوم سیاست انقباضی؛ احتمال بازگشت تورم در صورت کاهش زودهنگام نرخ بهره و تردید نسبت به استقلال و اعتبار سیاست پولی آمریکا. در چنین فضایی، طلا به بیمه‌ای در برابر خطای سیاست‌گذاری پولی تبدیل‌شده است؛ دارایی‌ای که وابسته به تصمیمات مقطعی بانک مرکزی نیست. اگر دلار «اعتبار» است، طلا به تعبیر مورگان، پولی است که از اشتباه سیاست‌گذاران آسیب نمی‌بیند.

تورم، چاپ پول و بازگشت نقش تاریخی طلا

تورم طی سال‌های اخیر بار دیگر به یکی از دغدغه‌های اصلی اقتصاد آمریکا و جهان تبدیل‌شده است. حتی با کاهش نسبی نرخ تورم نسبت به دوران پاندمی، نگرانی‌ها درباره: کسری بودجه بالا؛ هزینه‌های فزاینده دولت آمریکا و احتمال تأمین بدهی از طریق خلق پول همچنان پابرجاست. در چنین شرایطی، طلا بار دیگر نقش تاریخی خود را به‌عنوان حافظ ارزش در برابر کاهش قدرت خرید پول‌های فیات ایفا می‌کند. برخلاف ارزهای ملی که می‌توانند به‌سادگی چاپ شوند، عرضه طلا محدود، پرهزینه و کند است؛ ویژگی‌ای که آن را به لنگر ارزش بلندمدت تبدیل می‌کند. بازار امروز، با رفتار خود، عملاً این پیام را مخابره می‌کند که: وقتی پول‌های کاغذی بیش‌ازحد تولید می‌شوند، پول واقعی همان طلاست.

بدهی ۳۸ تریلیون دلاری آمریکا؛ اعتبار تا کجا دوام می‌آورد؟

یکی از مهم‌ترین محرک‌های صعود طلا، افزایش شتابان بدهی دولت ایالات‌متحده است. عبور بدهی آمریکا از مرز ۳۸ تریلیون دلار تنها یک عدد بزرگ نیست؛ بلکه آزمونی برای دوام اعتبار مالی این کشور محسوب می‌شود. پیامدهای این سطح از بدهی عبارت‌اند از: نگرانی نسبت به پایداری مالی بلندمدت دولت آمریکا؛ احتمال پولی‌سازی بدهی و تضعیف ارزش دلار و تردید نسبت به اوراق خزانه آمریکا به‌عنوان امن‌ترین دارایی جهان. در چنین شرایطی، بسیاری از کشورها و بانک‌های مرکزی در حال تنوع‌بخشی ذخایر ارزی و افزایش سهم طلا هستند. این روند را می‌توان نوعی رأی عدم اعتماد تدریجی به اعتبار دلار دانست. اگر دلار نماینده «اعتبار» است، رشد بدهی آمریکا این پرسش را پررنگ‌تر کرده که این اعتبار تا چه اندازه پایدار خواهد بود؟

طلا، تحریم‌ها و امنیت مالی دولت‌ها

در دهه‌های اخیر، ایالات‌متحده از دلار، نظام بانکی و تحریم‌های مالی به‌عنوان ابزار قدرت ژئواکونومیک استفاده کرده است. همین ابزارسازی از پول، اما انگیزه کشورها برای یافتن دارایی‌های مستقل از نظم مالی غرب را تقویت کرده است. در این میان، طلا ویژگی‌هایی دارد که آن را به دارایی ضدتحریم تبدیل می‌کند: قابل مسدودسازی در شبکه بانکی غرب نیست؛ به سیستم‌های پرداخت تحت کنترل آمریکا وابسته نیست و از منظر حاکمیتی، دارایی‌ای مستقل و مصادره‌ناپذیر محسوب می‌شود. به همین دلیل، افزایش ذخایر طلای بانک‌های مرکزی؛ به‌ویژه در اقتصادهای نوظهور را می‌توان بخشی از راهبرد کاهش وابستگی به دلار دانست. در جهان امروز، طلا دیگر فقط پول سرمایه‌گذاران نیست؛ بلکه پول دولت‌هایی است که به دنبال استقلال مالی‌اند.

ژئوپلیتیک، جنگ و بازگشت طلا به نقش «پول بحران»

از جنگ‌ها و درگیری‌های منطقه‌ای گرفته تا رقابت قدرت‌های بزرگ و بحران‌های انرژی، ریسک ژئوپلیتیک به یکی از متغیرهای دائمی اقتصاد جهانی تبدیل‌شده است. در چنین شرایطی، طلا همواره نقش پناهگاه سرمایه در دوره‌های بحران را ایفا کرده است. تشدید تنش‌ها در خاورمیانه، رقابت چین و آمریکا و بی‌ثباتی‌های سیاسی در نقاط مختلف جهان، همگی به افزایش تقاضا برای طلا به‌عنوان دارایی امن منجر شده‌اند. در جهانی پرتنش، بازار بار دیگر به این نتیجه رسیده که: وقتی سیاست و جنگ غیرقابل‌پیش‌بینی می‌شوند، پول واقعی همان طلاست.

طلای ۲۰۲۶؛ حباب قیمتی یا بازتعریف مفهوم پول؟

جهش طلا به بالای ۵۰۰۰ دلار، این پرسش را مطرح کرده که آیا با یک حباب قیمتی کوتاه‌مدت مواجهیم یا با نشانه‌ای از تغییر رژیم پولی جهانی؟ اگرچه بخشی از این رشد می‌تواند ناشی از ورود سرمایه‌های کوتاه‌مدت و صندوق‌های ETF باشد؛ اما عوامل بنیادین حاکی از تحولی عمیق‌تر هستند: خرید طلا توسط بانک‌های مرکزی ماهیتی ساختاری و بلندمدت دارد؛ بحران بدهی آمریکا موقتی نیست؛ ریسک‌های ژئوپلیتیک پایدار و مزمن شده‌اند و اعتماد به دلار به‌طور تدریجی در حال فرسایش است. بر این اساس، می‌توان گفت بازار در حال بازتعریف معنای پول است؛ بازگشتی تدریجی به منطق مورگان.

پیامدها برای جهان و اقتصاد ایران

اگر روند کنونی ادامه یابد، جهان ممکن است به سمت نظم پولی چندقطبی حرکت کند؛ نظمی که در آن دلار همچنان مهم است، اما دیگر تنها ستون ارزش جهانی نخواهد بود. برای اقتصاد ایران، صعود طلا پیامدهای مهمی دارد: تقویت نقش طلا به‌عنوان پناهگاه ارزش برای خانوارها؛ اثرگذاری بر انتظارات تورمی و بازار ارز؛ افزایش اهمیت ذخایر طلا در سیاست پولی و ارزی و برجسته‌تر شدن طلا به‌عنوان ابزار پوشش ریسک در شرایط تحریم و بی‌ثباتی خارجی.

 

 

روشن‌ساز کلام: بازار امروز، داور سخن مورگان

۱۱۴ سال پیش، جی‌پی مورگان گفت: «طلا پول است؛ هر چیز دیگر اعتبار است». بازار جهانی در سال ۲۰۲۶، با رفتار خود گویی این گزاره را دوباره تأیید می‌کند. در جهانی که بدهی‌ها فزاینده، سیاست پولی پُرخطا، تحریم‌ها گسترده و ژئوپلیتیک بی‌ثبات شده است، اعتماد به پول‌های کاغذی شکننده‌تر از همیشه به نظر می‌رسد. در چنین جهانی، طلا بار دیگر جایگاه تاریخی خود را بازمی‌یابد: نه صرفاً یک دارایی؛ بلکه پول واقعی.