گزیده جستار: ایران، نه بهعنوان یک هدف منفعل، بلکه بهعنوان یک بازیگر فعال و تعیینکننده، در کانون این نبرد ایستاده است. «لحظه ایران»؛ لحظهای است که این کشور میتواند با هوشمندی، با تبدیل تهدید به فرصت و با استفاده از تمامی ابزارهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی خود، نهتنها امنیت ملی خویش را تضمین کند؛ بلکه بهعنوان معمار یکی از ارکان اصلی نظم جهانی جدید ظهور یابد.
اين نوشتار در تاريخ هفتم بهمنماه ۱۴۰۴ در روزنامۀ اعتماد منتشر شد.
جنگ کریدوری ترامپ با ایران با تهدید اعمال تعرفه ۲۵ درصدی:
تداوم تلاش برای به تأخیر انداختن «لحظه ایران»

در پی اعلام تهدیدآمیز دونالد ترامپ مبنی بر اعمال تعرفه ۲۵ درصدی بر کشورهایی که با ایران تجارت میکنند، تحلیلی ژئواستراتژیک نشان میدهد که این اقدام تنها یک تهدید تجاری صرف نیست؛ بلکه بخشی از یک «جنگ کریدوری» گستردهتر برای مهار نقش راهبردی ایران در کریدورهای انرژی و ترانزیتی جهان و جلوگیری از ظهور «لحظه ایران» بهعنوان یک بازیگر تعیینکننده در جغرافیای اقتصادی اوراسیا است.
ایران: چهارراه بینظیر کریدورهای جهانی
منطقه خلیجفارس، شاهرگ حیاتی اقتصاد جهانی محسوب میشود؛ روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت (معادل ۳۰ درصد تجارت جهانی نفت) و سهم عمدهای از گاز طبیعی مایعشده (LNG) جهان از تنگه هرمز عبور میکند. کنترل این آبراه حیاتی، به ایران یک اهرم فشار بیبدیل در تعامل با قدرتهای جهانی داده است. تهدید ترامپ، درواقع تلاشی برای خنثیسازی این اهرم با منزوی کردن اقتصادی ایران و قطع جریان درآمدی آن از مسیرهای جایگزین است.
اهمیت ایران فراتر از انرژی است. این کشور در کانون چهارراه کریدورهای شمال-جنوب و شرق-غرب قرار دارد: (1) کریدور بینالمللی شمال-جنوب (INSTC) :کوتاهترین و مقرون بهصرفهترین مسیر خشکی روسیه و هند به بازارهای همدیگر میباشد که زمان حمل کالا از بمبئی به مسکو را از ۴۵ به ۲۱ روز کاهش میدهد. کریدور شمال-جنوب دیگر یک «طرح روی کاغذ» نیست. با کلید خوردن عملیات تکمیل راهآهن رشت-آستارا و توافق ۱۵ میلیون تنی، این کریدور به یک واقعیت تجاری غیرقابلانکار بدل شده که دور زدن آن برای هند و روسیه هزینهای گزاف دارد .(2) ابتکار کمربند و راه (BRI) چین: ایران کارآمدترین مسیر برای سه شاهراه از شش مسیر اصلی این طرح عظیم زیرساختی است. (3) کریدور هند، خاورمیانه و اروپا (IMEC): موفقیت این طرح بلندپروازانه نیز درگرو همکاری با ایران است.
راهبرد «رونق کریدورها» و اتحادهای راهبردی ایران
تهدید ترامپ، در حالی مطرح میشود که ایران با اجرای راهبرد چندجانبهگرایی و توسعه کریدورهای ترانزیتی، به دنبال دور زدن تحریمها و تحول اقتصادی است. اجرای توافقنامه تجارت آزاد با اتحادیه اقتصادی اوراسیا و برنامه افزایش مبادلات با روسیه به ۱۰ میلیارد دلار تا سال ۲۰۲۷، بلوک اقتصادی جدیدی را شکل میدهد که متکی به دلار نیست. تقویت بیشتر کریدور شرق-غرب با ورود صدها قطار باری چین به ایران و توسعه زیرساختهای ریلی مانند برقیسازی مسیر تهران-مشهد-تبریز و ایستگاه مرزی سرخس، جریان کالا از چین به اروپا را تسهیل کرده است. تنها در هفتماهه 1404، ۹۸۰ هزار تن کالای ترانزیتی از مرز سرخس عبور کرده است. توسعه کریدور بزرگراهی و تکمیل بزرگراه شمال-جنوب از آستارا تا بوشهر، شبکه ترانزیتی زمینی ایران را تقویت میکند.
تهدید ترامپ بهمثابه «اعتراف استراتژیک» و «آزمون وفاداری»
تهدید ترامپ، پیش از آنکه نشانهی ضعف ایران باشد، اعتراف غیرمستقیم به موفقیت راهبرد رونق کریدورها و نشانهی ناکامی استراتژی «فشار حداکثری» آمریکاست. واشنگتن پس از سالها تحریمهای فلجکننده، به این واقعیت تلخ رسیده که: ایران نهتنها منزوی نشده، بلکه مرکز ثقل جدیدی برای همکاریهای غیرغربی ایجاد کرده است. تحریمها بهجای فلج کردن اقتصاد ایران، به موتور محرکهای برای تنوعبخشی اقتصادی، توسعه زیرساختهای ترانزیتی و یافتن شرکای تجاری جایگزین تبدیلشده است؛ بنابراین، تهدید جدید، در حقیقت تلاشی مأیوسانه برای ایجاد مانع در آخرین لحظه، پیش از آنکه این کریدورها به جریانهای تجاری تثبیتشده و برگشتناپذیر تبدیل شوند، است. این حرکت، خود بهترین گواه بر کارآمدی راهبرد کریدوری ایران است.
تهدید ترامپ آزمون وفاداری متحدان و استحکام کریدورهاست. درواقع، یک «آزمون فشار حداکثری» برای شبکههای جدید همکاری اقتصادی است که ایران در حال بافتن آنهاست. این تهدید، شرکای تجاری ایران را در یک دوراهی استراتژیک قرار میدهد: از یکسو خطر مواجهه با مجازات مالی آمریکا (که هرچند به دلیل استفاده گسترده از دلار همچنان قدرتمند است) وجود دارد؛ از سوی دیگر چشمپوشی از منافع عینی و بلندمدت در کریدورهای در حال شکوفایی که ایران قلب تپنده آنهاست.
واکنش اولیه چین و روسیه و نشان میدهد که محاسبه سود و هزینه در حال تغییر است. برای چین، دسترسی مطمئن به انرژی و کوتاهترین مسیر به اروپا از طریق ایران و برای روسیه، دسترسی گرمآبی مطمئن به اقیانوس هند و بازارهای جنوب، آنقدر حیاتی و راهبردی است که میتواند تهدید تعرفهای آمریکا را تحملپذیر یا حتی غیرمرتبط کند. اینجاست که «آزمون وفاداری»، درواقع آزمون عقلانیت استراتژیک شرکای ایران است. مقاومت آنها نه لزوماً به دلیل وفاداری ایدئولوژیک که به دلیل محاسبه منافع ملی مادی در معماری جدید اقتصادی اوراسیاست. سخنگوی وزارت خارجه چین هرگونه تحریم فراسرزمینی را غیرقانونی خوانده و کارشناسان چینی هشدار دادهاند این اقدام میتواند جنگ تجاری تمامعیاری را دامن بزند و تعرفه مؤثر بر کالاهای چینی را به ۷۰ درصد برساند. علیرغم تحریم ۶ پایانه نفتی چین توسط آمریکا، پکن ۹۵ درصد نفت ایران را خریداری میکند و حاضر شده ترمینالهای خود را بهنوعی «فدای» این همکاری استراتژیک کند. سرگئی لاوروف؛ وزیر خارجه روسیه، اقدامات آمریکا را نشانه «وخامت موقعیت رقابتی» واشنگتن دانسته و تأکید کرده هیچ طرف ثالثی نمیتواند ماهیت روابط استراتژیک مسکو-تهران را تغییر دهد. روسیه همچنین با قبول اعطای وام 6/ 1 میلیارد یورویی با سود ۳ درصد، پشتوانه مالی پروژه راهآهن رشت-آستارا را تأمین کرده است.
«لحظه ایران» با همگرایی عوامل تاریخی و ژئوپلیتیکی
ایران امروز در یک «همگرایی نادر تاریخی» از عوامل قرار دارد که میتواند موقعیت آن را دگرگون کند: (1) موقعیت جغرافیایی بینظیر در زمانهی بحران کریدورها: بحران دریای سرخ و تنگه بابالمندب، ناامنی مسیر سوئز را آشکار کرد. جنگ اوکراین و تحریمهای ضد روسیه، مسیرهای سنتی شرق-غرب را تحت تأثیر قرار داد. در این میان، ایران با ارائه مسیری زمینی، امن و کوتاه (مثل کریدور شمال-جنوب و مسیر شرق-غرب از سرخس) خود را بهعنوان راهحلی عملی برای بحران لجستیک جهانی مطرح میکند. این موقعیت، یک فرصت طلایی تاریخمند است که شاید دههها تکرار نشود. (2) بازار داخلی بزرگ و توسعهنیافته: جمعیت نزدیک به ۹۰ میلیونی ایران، با سطح تحصیلات نسبتاً بالا، یک بازار مصرفی جذاب و دستنخورده برای کالاها و خدمات روسیه، چین و اوراسیا است. این بازار میتواند به موتور محرکه تولید در چارچوب توافقهای ترجیحی تجاری تبدیل شود و وابستگی متقابل ایجاد کند. (3) اتحادهای استراتژیک عملیاتیشده: همکاری با چین و روسیه از سطح بیانیههای سیاسی فراتر رفته و به پروژههای عینی تبدیلشده است: از نیروگاه اتمی بوشهر و قرارداد ۲۵ ساله با چین تا مشارکت در سازمان همکاریهای شانگهای و اتحادیه اقتصادی اوراسیا. این اتحادها اکنون پشتوانه اجرایی و نهادی دارند.
تعیین توازن قوا برای دهههای آینده
موفقیت یا شکست ایران در این آزمون، سرنوشتساز خواهد بود. در صورت موفقیت (تحکیم کریدورها علیرغم تهدیدات):· نقش دلار بهعنوان سلاح تحریم تضعیف میشود. مبادلات در قالب پولهای ملی (روبل، یوآن، روپیه) و از طریق سیستمهای مالی موازی نهادینه میشود. یک بلوک اقتصادی یکپارچه اوراسیایی با محوریت روسیه، چین، هند و ایران و با پیوند از طریق کریدورهای زمینی و دریایی شکل میگیرد. ایران گرهگاه فیزیکی و لجستیکی این بلوک خواهد بود. الگوی جدیدی از امنیت اقتصادی مبتنی بر «اتصال» بهجای «انزوا» ارائه میشود. کشوری که در مرکز شبکهای از کریدورها قرار دارد، محاصرهناپذیر میشود. توازن قوا در غرب آسیا به نفع بازیگرانی تغییر میکند که در این شبکههای جدید ادغامشدهاند. عربستان و امارات نیز ناگزیر به تنظیم روابط خود با این واقعیت جدید خواهند بود.
در صورت شکست (تأثیر جدی تهدید تعرفهای): کریدورهای نوپا ممکن است با کاهش سرعت سرمایهگذاری و تجارت مواجه شوند؛ اما بازگشت به وضعیت پیشین ناممکن است؛ زیرا انگیزههای ساختاری (نیاز روسیه و هند به مسیر جایگزین، نیاز چین به امنیت انرژی و مسیر ترانزیت) از بین نرفته است. احتمالاً شاهد یک تعامل پنهان و غیررسمی یا کاهش مقیاس موقت تا یافتن راهحلهای فنی برای دور زدن تحریم (مثل استفاده از شرکتهای واسط) خواهیم بود.

روشنساز کلام: آزمونی برای ژئواستراتژی مقاومت
تهدید ترامپ علیه شرکای تجاری ایران، بیش از آنکه ضربهای کاری به اقتصاد مقاومتی ایران باشد، آزمونی برای وفاداری متحدان و استحکام کریدورهای جایگزین است. این تهدید در حقیقت اعترافی غیرمستقیم به موفقیت راهبرد «رونق کریدورها» و افزایش نقش ایران بهعنوان گرهگاه تجارت اوراسیایی است.
«جنگ کریدوری» ترامپ علیه ایران، درواقع نبرد برای تعریف معماری اقتصادی آینده جهان است. این نبرد بین دو پارادایم در جریان است: (1) «پارادایم آمریکایی»: مبتنی بر هژمونی دلار، تحریمهای یکجانبه و حفظ نظام اقتصادی متمرکز بر غرب؛ (2) «پارادایم اوراسیایی»: مبتنی بر چندقطبیگرایی، کریدورهای تجاری زمینی، تبادل پول ملی و ادغام بازارهای منطقهای.
جنگ کریدوری ترامپ، اگرچه چالشی جدی است؛ اما به نظر میرسد تنها میتواند شتاب ایران به سمت ایفای نقش تعیینکننده در نقشه ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک آینده جهان را بیشتر کند. موفقیت در این آزمون، نهتنها امنیت اقتصادی ایران را تضمین میکند، بلکه توازن قوا در غرب آسیا و اوراسیا را برای دهههای آینده تعیین خواهد کرد. ایران، نه بهعنوان یک هدف منفعل، بلکه بهعنوان یک بازیگر فعال و تعیینکننده، در کانون این نبرد ایستاده است. «لحظه ایران»؛ لحظهای است که این کشور میتواند با هوشمندی، با تبدیل تهدید به فرصت و با استفاده از تمامی ابزارهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی خود، نهتنها امنیت ملی خویش را تضمین کند؛ بلکه بهعنوان معمار یکی از ارکان اصلی نظم جهانی جدید ظهور یابد. موفقیت در این مسیر، مستلزم ادامه دیپلماسی فعال، شتاببخشی به پروژههای زیرساختی و تقریب هرچه بیشتر شرکای این کریدورها از طریق منافع مشترک ملموس و روزافزون است.