گزیده جستار: یک ضربالمثل چینی میگوید: «سوارشدن بر ببر ساده است؛ اما پیاده شدن دشوار است؛ زیرا ببر سوارهاش را میخورد». با این اوصاف، از یکسو شی جینپینگ بدون شک دشمنان داخلی زیادی برای خود دستوپا کرده است. وقتی دیگر در قدرت نباشد آنها به سمتش حمله خواهند برد. شی جینپینگ احتمالاً از ترس جان خود و سلامت خانواده و همپیمانانش، به هر قیمتی در قدرت خواهد ماند.
اين نوشتار در تاريخ چهاردهم اسفندماه ۱۴۰۳ در ایبنا (خبرگزاری کتاب ایران) منتشر شد.
سواری بر ببر قدرتِ شی جینپینگ
در گفتگویی بین یک کارشناس حوزۀ چین و یکی از اعضای قدیمی حزب در پکن، او به این شکل به سؤالها پاسخ داد:
کارشناس: آیا شی جینپینگ پس از کنگره بعدی حزب در قدرت خواهد بود.
عضو حزب: بله، قطعاً.
کارشناس: بعدازآن در سال 2027 چطور؟
عضو حزب: احتمالاً.
کارشناس: اما بعدازآن در سال 2032 چطور؟
عضو حزب: نه، بعدازآن به او میگوییم که خیلی پیر شده است (ص. 199).
یک ضربالمثل چینی میگوید: «سوارشدن بر ببر ساده است؛ اما پیاده شدن دشوار است؛ زیرا ببر سوارهاش را میخورد». با این اوصاف، از یکسو شی جینپینگ بدون شک دشمنان داخلی زیادی برای خود دستوپا کرده است. وقتی دیگر در قدرت نباشد آنها به سمتش حمله خواهند برد. هرچه بیشتر در قدرت بماند، دشمنانش کینهجوتر و نارضایتی در نظام و میان مردم بیشتر میشود. اینکه دیکتاتورها با دست خودشان، کاری کنند که راه پسوپیش نداشته باشند امر عجیبی نیست. گروههای نخبه نحوۀ عملکرد سیستم را میدانند، به منابع و تسلیحات دسترسی دارند و راه رسیدن به اتاقخواب امپراتور را میدانند. تاریخ مملو از رژیمهایی است که به دلیل درگیری نخبگان در ارتباط با تغییر رهبری فروپاشیدهاند. اکثر سلسلهها نه با حمله اقوام صحراگرد یا خیزش دهقانان؛ بلکه توسط گروههای نخبه که بخشی از رژیم مستقر بودند، سرنگون شدند. شی جینپینگ احتمالاً از ترس جان خود و سلامت خانواده و همپیمانانش، به هر قیمتی در قدرت خواهد ماند (صص. 196 و 197).
از سوی دیگر تغییر رهبری پاشنۀ آشیل هر رژیم استبدادی است. چرخش رهبران، یک مکانیسم تعادلی کلیدی در سیستم چین بود. شی جینپینگ برخلاف پیشینیان خود، جانشینی برای خود انتخاب نکرده است. با توجه به تصمیم او به ماندن نامحدود در قدرت، مزایای آشکار این گردش ازجمله حفظ ثبات سیاسی را از بین میبرد؛ بنابراین پیامد یک شی جینپینگ قوی ممکن است یک حزب ضعیفتر باشد (صص. 195 و 196).
از این منظر در میان همکاران شی جینپینگ نیز با «ائتلاف ضعیفان» مواجه خواهیم بود. ائتلافی که رهبران قدرتمند ترجیح میدهند اطراف خود را با حامیانشان پر کنند تا خطر مخالفت سیاسی را کاهش دهند. اندرز مربوط به دو هزار و اندی سال پیش به درد امروز میخورد: «کمتر از 300 ستارهشناس به ستارگان خیره شدهاند؛ اما این مردان درستکار که میترسند به امپراتور اسائۀ ادب شود، جرئت نمیکنند حقیقت را به او بگویند یا به اشتباهات او اشاره کنند». بهعبارتدیگر این نوع حکومت کردن است که چین را از دوران امپراتوری تا به امروز گرفتار کرده است (ص. 194).
از نظر شی جینپینگ، اتحاد جماهیر شوروی نه به دلیل اقتصاد بیمار خود، بلکه به دلیل متزلزل شدن آرمانها و اعتقاداتش فروپاشید. او گفته «نیهیلیسم تاریخی در حق تاریخ اتحاد جماهیر شوروی، تاریخ حزب کمونیست، لنین و استالین جفا کرد. افکار را خراب کرد. درنتیجه، زیرمجموعههای حزب نابود شد. حزب حتی نمیتوانست ارتش را کنترل کند؛ بنابراین حزب بزرگی مانند حزب کمونیست شوروی متلاشی شد؛ یک قدرت سوسیالیستی بزرگ مانند اتحاد جماهیر شوروی فروپاشید. این یک درس تاریخی حیاتی است» (ص. 127). بر این اساس اکنون حزب باید تنها جای باورمندان واقعی باشد. مردی که بعد از 10 بار درخواست، بالاخره عضویتش در حزب پذیرفته شد ورود به حزب را بسیار سخت کرد (ص. 128). تأکید شی جینپینگ بر ایدئولوژی، گسست از سیاستی است که توسط دنگ شیائوپینگ ایجادشده است. شی جینپینگ استدلال میکند که «سه دهه حکومت مائو و 30 سال اصلاحات تحت رهبری دنگ شیائوپینگ به یک اندازه مهم و باارزش بوده است و نمیتوان از دورۀ تاریخی پس از اصلاحات و فضای باز برای نفی دورۀ قبل از آن استفاده کرد». این موضوع او به «ابطالناپذیرها» معروف شد؛ به این معنا که نمیتوان سیاستهای مائو را به دلیل سیاستهای دنگ شیائوپینگ رد کرد و بالعکس. درحالیکه پیشینیان میگفتند که سیاستهای مائو «30 درصد اشتباه و 70 درصد درست» بوده است در زمان شی جینپینگ این درصد به نفع رئیس قدیمی تغییر کرده است. شی جینپینگ در یک سخنرانی به مناسبت تولد 120 سالگی مائو، عرف حزبی که او را به ذکر اشتباهات رهبر سابق ملزم میکرد زیر پا گذاشت و در عوض سخنرانیاش تقریباً یک مناجات ستایشگونه از مائو بود. یک توضیح قابلقبول این است که شی جینپینگ از مائو استفاده ابزاری میکند؛ یعنی او اعادۀ حیثیت از رئیس قدیمی را راهی مؤثر برای احیای حزب و بزرگ کردن دوبارۀ چین میداند (ص. 129). ضربالمثلی میگوید «کسی که گذشته را کنترل میکند، حال و آینده را در اختیار دارد». به همین دلیل شی جینپینگ بسیار نگران نقش حزب کمونیست در تاریخ مدرن چین نیز میباشد (ص. 144). برای شی جینپینگ بسیار مهم است که کنترل روایت تاریخ چین را در اختیار داشته باشد. نیهیلیسم تاریخی، دیدگاه رسمی حزب را نسبت به تاریخ چین زیر سؤال میبرد. در چین دورۀ شی جینپینگ، تنها یک برداشت از تاریخ مجاز است: اینکه حزب، چین را از فقر، هرجومرج و فروپاشی نجات داد و دوباره آن را به یک قدرت بزرگ تبدیل کرد. در این داستان قهرمانان زیادی وجود دارد؛ اما بزرگترینشان مائو و شی جینپینگ هستند (ص. 143).
کتاب نوشتن در مورد شی جینپینگ به دو دلیل میتواند سخت باشد: دلیل اول مربوط به شخص اوست. شی جینپینگ آگاهانه یا ناآگاهانه از توصیههای هان فیزی (فیلسوف چینی) به حاکمان پیروی میکند و تلاش میکند کسی سر از کارش درنیاورد. حاکم باید در برابر رعایای خود در پردهای از ابهام پیچیده باشد؛ آنها نباید دربارۀ کارها یا افکارش چیزی بدانند تا کسی نتواند بر او تأثیر بگذارد یا بخواهد به او لطفی کند. این هنری است که شی جینپینگ آن را به کمال رسانده است (ص. 154). دلیل دوم مربوط به زمانۀ اوست. بهترین توصیف برای این زمانۀ چین در جهان امروز همان است که در اندیشه آنتونیو گرامشی آمده است: «دنیای قدیم در حال مرگ است و دنیای جدید برای خود تقلا میکند؛ اکنون زمان هیولاها (Monsters) است».
درهرصورت برای فهم چین امروز، درک شخصیت شی جینپینگ ضروری است و استیگ استنسلی (مدیر تحقیقات و رئیس مرکز مطالعات اطلاعاتی در مدرسه اطلاعات نروژ) و مارته کیار گالتونگ (دبیر ارشد مطالعات چین در همین مدرسه) در کتاب اخیرالانتشار خود (ژوئن 2023) آغاز بسیار خوبی برای فهم تاریخ و سیاست چین در دوره شی جینپینگ میباشد. کتاب به شکل خلاصه با پرداختن به زندگی خانوادگی و کودکی شی جینپینگ، تأثیر آن دوران را بر روند شکلگیری شخصیت و روحیات او در دورههای بعدی زندگیاش توضیح میدهد. مسیر به قدرت رسیدن شی جینپینگ را پلهپله روایت میکند و به شکلی موجز و ساده سیاست، اقتصاد و فرهنگ امروز چین را در پیوند با شی جینپینگ و تاریخ باستانی و معاصر این کشور شرح میدهد و تصویر نسبتاً شفاف و کاملی از چین امروز و مسیری که به سمت آینده میپیماید در برابر دیدگان ما میگستراند.
کتاب «چینِ شی جینپینگ: حیات شخصی و سیاسی» را خانم مهسا جزینی ترجمه و نشر پیله در زمستان 1403 منتشر کرده است. از خانم جزینی سال پیش نیز ترجمۀ کتاب «کتاب بیایید از پوتین بگوییم» نوشتۀ مارک گالئوتی توسط همین نشر پیله منتشرشده بود. آن کتاب نیز به دنبال اسطورهزدایی از پوتین و هرآن چیزی درباره اوست که بیشتر شمایل افسانه و بزرگنمایی پیداکرده است. امیدوار هستم خانم جزینی مسیر این توجه شخصی و سیاسی به دیگر اشخاص مؤثر در سیاست بینالملل را بیشتر و بهتر ادامه بدهند.