تعرفه‌های ترامپ: نقض منطق ژئوپلیتیک در تجارت بین‌الملل

تاریخ : 1403/11/23
Kleinanlegerschutzgesetz, Crowdfunding, Finanzierungen
تجارت بین‌الملل حکمرانی جهانی
نمایش ساده

گزیده جستار: آقای ترامپ در صحبت‌های هیجانی خود می‌گفت که مالیات بر درآمد را به‌طور کامل با تعرفه‌ها جایگزین می‌کند. اداره «خدمات درآمد خارجی» این اطمینان را ایجاد خواهد کرد که خارجیان -و نه آمریکایی‌های سخت‌کوش- هزینه‌های دولت را می‌پردازند. این گفتمان برای بازاریابی عالی، اما درواقع مزخرف است. این مصرف‌کنندگان آمریکایی هستند که به‌جای خارجیان هزینه‌های تعرفه را از طریق قیمت بالاتر کالاهای وارداتی می‌پردازند. همچنین تعرفه نمی‌تواند جای مالیات بر درآمد را بگیرد.

اين نوشتار در تاريخ بیست‌وسوم بهمن‌ماه 1403 در هفته‌نامۀ حقوقی روزنامۀ آفتاب یزد منتشر شد.

 

تعرفه‌های ترامپ:

نقض منطق ژئوپلیتیک در تجارت بین‌الملل

 

 

 

 

دونالد ترامپ؛ رئیس‌جمهور ایالات‌متحده، می‌گوید: «زیباترین کلمه، کلمه «تعرفه» است زیرا ما را بسیار ثروتمند خواهد کرد.» شاید آری، شاید هم نه. زمان مشخص خواهد کرد؛ اما چه نتیجه آری باشد چه نباشد؛ تعرفه‌های جدید ترامپ همانند بمبی در میان زنجیره‌های تأمین جهانی منفجر خواهد شد. ترامپ موافقت کرد که اعمال تعرفه‌های ۲۵ درصدی بر کانادا و مکزیک را به مدت ۳۰ روز متوقف کند اما اعمال تعرفه‌های ۱۰ درصدی بر واردات کالاهای چینی اجرایی شده است. چین با تهدید به وضع تعرفه‌های تلافی‌جویانه 15 درصدی بر تعداد زیادی از کالاهای وارداتی از آمریکا پاسخ داد.

جالب اینجاست که به‌رغم انتقادات مکرر ترامپ از ساختار تعرفه‌های هند، فرمان اجرایی اول فوریه ترامپ شامل هند نمی‌شود و این نشان می‌دهد که مذاکرات تجاری دوجانبه ممکن است در اواخر این ماه و هم‌زمان با سفر نخست‌وزیر نارندرا مودی به ایالات‌متحده انجام شود. صادرکنندگان هندی بر این باورند که تعرفه‌های 10 درصدی بر کالاهای چینی می‌تواند فرصت‌های جدیدی را برای محصولات هندی برای ورود به بازار ایالات‌متحده ایجاد کند.

هرچند ترامپ اعلام کرد که تعرفه‌های پیشنهادی بر اکثر کالاها از کانادا و همه محصولات مکزیک به مدت یک ماه متوقف می‌شود اما این سیاست‌ها از اوایل ماه مارس اجرایی می‌شود. کارشناسان هشدار می‌دهند تعرفه‌های اعمالی ترامپ، اثر موجی بر زنجیره‌های تأمین جهانی دارد. جان دونگیان؛ مدیر ارشد استراتژی زنجیره تأمین مودیز، می‌گوید که تولیدکنندگان خودرو با چالش‌های خاصی روبه‌رو هستند؛ زیرا انتظار می‌رود تعرفه‌های قطعات خودروی کانادایی و چینی هزینه‌های تولید را افزایش دهد و باعث تأخیر در تولید شود. بخش کشاورزی نیز با تعرفه‌‌های تلافی‌جویانه از سوی کانادا و مکزیک که صادرات گوشت خوک، پنیر و محصولات تازه ایالات‌متحده را هدف قرار می‌دهد، تحت تأثیر قرار خواهد گرفت. به گفته دونگیان، عدم اطمینان در تجارت جهانی باعث می‌شود کسب‌وکارها به ارزیابی مجدد استراتژی‌های زنجیره تأمین و کاهش وابستگی به مناطق پرخطر بپردازند. کسب‌وکارها باید به‌سرعت برای کنترل هزینه‌های فزاینده و اختلالات زنجیره تأمین ناشی از تعرفه‌های احتمالی و اقدامات تلافی‌جویانه اقدام کنند.

بخش کالاهای مصرفی به‌شدت از این تعرفه‌ها نگران است، زیرا تعرفه‌های کانادا و چین به‌طور بالقوه بر بازارهای لوازم‌خانگی، الکترونیک و مبلمان ایالات‌متحده تأثیر می‌گذارد. درحالی‌که تعرفه‌های مکزیک بر صادرات انرژی به‌طور موقت به تعویق افتاده است، عدم اطمینان بر سر صادرکنندگان نفت و گاز ایالات‌متحده وجود دارد.

مودیز هشدار می‌دهد که شرکت‌های آمریکایی تأمین‌کننده آلومینیوم ممکن است با چالش‌های بیشتری روبه‌رو شوند. کارشناسان مودی بر این باورند که تأمین‌کنندگان احتمالاً به سمت بازارهای سودآورتر در خارج حرکت کنند و شرکت‌های آمریکایی مجبور به افزایش قیمت‌های نهایی مصرف‌کننده شوند.

ای‌‌بی‌سی‌نیوز هم در گزارشی نوشته است که کارگران خودروسازی، کشاورزان و تولیدکنندگان الکل ازجمله مجموعه‌ای از کارگران آمریکایی هستند که درنتیجه تعرفه‌های اعمالی بر محصولات کانادا، چین و مکزیک در معرض خطر از دست دادن شغل خود هستند.

راب هندفیلد؛ استاد عملیات و مدیریت زنجیره تأمین در دانشگاه ایالتی کارولینای شمالی، به ای‌بی‌سی‌نیوز گفته است‌: «مثل این است که ترامپ یک نارنجک برداشته و آن را به سمت اقتصاد پرتاب کرده و از دور منتظر است تا ببیند چه اتفاقی می‌افتد».

جی تیمونز؛ مدیر عامل انجمن ملی تولیدکنندگان ایالات‌متحده، بر این باور است که شرکت‌های کوچک و متوسط درنتیجه قیمت‌های بالقوه بالای انرژی و راه‌حل‌های پرهزینه زنجیره تأمین ​​در بخش مشاغل میلیون‌ها آمریکایی در معرض خطر اختلال‌های مهم هستند.

کریستوفر کانلون؛ استاد اقتصاد دانشگاه نیویورک، هم معتقد است خودروسازان آمریکایی با کانادا و مکزیک پیوند عمیقی دارند و زنجیره‌های تأمین آن به این کشورها وابسته است. بر اساس تجزیه‌وتحلیل موسسه کِیْتو (Cato) از داده‌های کمیسیون تجارت بین‌المللی ایالات‌متحده، مکزیک و کانادا دو شریک تجاری برتر ایالات‌متحده برای وسایل نقلیه موتوری و قطعات خودرو هستند. کارشناسان این صنعت حتی هشدار می‌دهند که قیمت خودرو ممکن است تا 1000 دلار افزایش یابد و یا شرکت‌های تولیدی میزان تولید خود را کاهش می‌دهند. کاهش سرعت تولید ممکن است منجر به کاهش تعداد مشاغل در شرکت‌هایی شود که به‌طور غیرمستقیم تحت تأثیر تعرفه‌‌ها قرار دارند، مانند نمایندگی‌های خودرو و فروشندگان قطعات خودرو. انجمن بین‌المللی فروشندگان خودروی آمریکا احتمال می‌دهند بیش از 550 هزار کارگر در نمایندگی‌های برندهای بین‌المللی خودرو شغل خود را از دست بدهند. برخی کارشناسان هم می‌گویند تحت حمایت تعرفه‌ها اشتغال در برخی از صنایع داخلی مانند بخش فولاد و انرژی ممکن است رشد کند اما اگر تعرفه‌ها تقاضای مصرف‌کننده را محدود کند، حتی آن مشاغل نیز ممکن است با چالش‌هایی روبه‌رو شوند.

بدین ترتیب پیگیری تعرفه‌های گمرکی توسط دونالد ترامپ، هم جهان و هم آمریکا را متأثر کرده است.

1) تأثیر جهانی تعرفه‌های ترامپ

از منظر تأثیر جهانی تعرفه‌های ترامپ، موسسه جهانی مکنزی بر اساس الگوهای رأی‌گیری در مجمع عمومی سازمان ملل از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۲، کشورهای جهان را بر اساس یک مقیاس ژئوپلیتیک از صفر تا ده دسته‌بندی کرده است. آمریکا در یک‌سوی این مقیاس و ایران در سوی دیگر آن قرار دارد؛ به این معنی که مواضع این دو کشور، در دو سر طیف ژئوپلیتیک جهان قرار دارد. نکته جالب در این میان این است که ایران در مسیر خلاف جهت آمریکا، حتی از دشمنان دیرینه این کشور، همچون روسیه و چین، نیز پیشی گرفته است.

این معیار ساده، به پژوهشگران اجازه می‌دهد تا «فاصله ژئوپلیتیک» (Geopolitical Distance) میان کشورها و اثر آن در تجارت را محاسبه کنند. برای مثال، استرالیا متحد آمریکاست و در مقیاس ژئوپلیتیک مکنزی، تنها 2/ 0 با آمریکا فاصله دارد؛ اما این دو کشور، در عمل ۱۲ هزار کیلومتر با یکدیگر فاصله‌دارند. بررسی‌ها نشان می‌دهد به‌طورکلی فاصله ژئوپلیتیک در سال‌های اخیر بر میزان تجارت بین کشورها اثرگذار بوده است و کشورها بیشتر به همکاری تجاری با کشورهای متحد خود، تمایل نشان داده‌اند. این امر حاکی از قطبی‌تر شدن جهان به لحاظ سیاسی و اقتصادی است.

بررسی‌های اندیشکده مکنزی نشان می‌دهد تجارت بین‌المللی ازنظر فاصله جغرافیایی در حال گسترش است؛ اما ازنظر فاصله ژئوپلیتیک کوتاه‌تر شده است. در سال ۲۰۲۳، متوسط مسافت طی‌شده برای هر دلار تجارت ۵۲۰۰ کیلومتر بود که تقریباً برابر با فاصله لندن تا بوستون است. به‌‌رغم بحث‌های فراوان درباره نزدیک‌سازی زنجیره‌های تأمین، فاصله جغرافیایی تجارت در دهه گذشته به‌طور پیوسته سالانه حدود ۱۰ کیلومتر افزایش‌یافته است. شواهد نشان می‌دهند که تجارت میان متحدان (Friendshoring) در حال افزایش است. میانگین فاصله ژئوپلیتیک تجارت جهانی از اوج 5/ 3 در اوایل دهه ۲۰۱۰ به 1/ 3 در سال ۲۰۲۳ کاهش‌یافته است. این موضوع به این معنی است که کشورها تنها با کشورهای دوست خود به تجارت می‌پردازند.

بسیاری نگران‌اند که جنگ سرد جدیدی میان آمریکا و چین، اقتصاد جهانی را به اردوگاه‌های ژئوپلیتیک رقیب تقسیم کند؛ اما تعرفه‌هایی که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در اول فوریه 2025 اعلام کرد، منطق ژئوپلیتیک را نقض می‌کنند و هم به دوستان آمریکا آسیب می‌زنند و هم به دشمنان آمریکا. ترامپ علاوه بر تعرفه‌های فعلی، ۱۰ درصد دیگر بر واردات چین تعرفه اعمال خواهد کرد و همچنین بر کالاهای وارداتی از دو همسایه نزدیک آمریکا، مکزیک و کانادا، تعرفه سنگین ۲۵ درصدی خواهد بست. (اگرچه در سوم فوریه، ترامپ اعلام کرد که اعمال تعرفه‌ها بر مکزیک و کانادا برای یک ماه به تعویق خواهد افتاد.) این تعرفه‌ها با هدف مجازات این سه کشور به دلیل مازاد تجاری‌شان با آمریکا و ناتوانی در جلوگیری از ورود مواد مخدر غیرقانونی به این کشور وضع‌شده‌اند. بسیاری از کانادایی‌ها این تعرفه‌ها را خیانتی به وفاداری کشورشان به متحد دیرینه خود می‌دانند. سنجش میزان این وفاداری کار ساده‌ای نیست، اما اکنون‌که ژئوپلیتیک و اقتصاد به هم گره‌خورده‌اند، پژوهشگران تجارت بین‌المللی ناگزیرند راهی برای اندازه‌گیری آن بیابند. بر اساس شاخص مکنزی، فاصله ژئوپلیتیک میان آمریکا و کانادا بسیار کم است، در‌حالی‌که مکزیک با 9/ 3 از ۱۰، اندکی دورتر قرار دارد. چین اما در نزدیکی انتهای دیگر مقیاس قرارگرفته و امتیاز 6/ 9 را کسب کرده است. یکی از شاخص‌های مناسب برای سنجش این موضوع، نحوه رأی‌دهی کشورها در سازمان ملل متحد است. به‌عنوان‌مثال، در سال ۲۰۲۲، چین فقط در ۳۳ درصد از موارد با آمریکا در مجمع عمومی سازمان ملل متحد هم‌نظر بود. این رقم برای مکزیک ۶۹ و برای کانادا ۹۸ درصد بود.

اروپا فاصله ژئوپلیتیک شرکای تجاری خود را کاهش داده است. قاره سبز به خاطر کاهش مبادلات خود با روسیه، مخالفان ژئوپلیتیک کمتری در میان شرکای تجاری خود دارد. در مقابل، چین اکنون میزان زیادی انرژی از روسیه وارد می‌کند و صدها هزار خودرو به این کشور صادر می‌کند. چین در‌ حال‌ حاضر کمتر با غرب متخاصم تجارت می‌کند و در عوض، روابط تجاری خود را با کشورهای میانه‌رو در طیف ژئوپلیتیک همچون کشورهای جنوب شرقی آسیا و آمریکای لاتین، گسترش داده است. در حقیقت، اکنون چین بیش از آنکه با اقتصادهای پیشرفته تجارت کند، با کشورهای در‌حال‌توسعه تجارت می‌کند.

در سال‌های اخیر، آمریکا واردات خود از چین را کاهش داده و واردات از مکزیک و سایر کشورهای آسیایی را جایگزین آن کرده است. حذف بزرگ‌ترین تولیدکننده جهان از زنجیره تأمین بین‌المللی کار ساده‌ای نیست. بسیاری از کالاهایی که آمریکا اکنون از کشورهای غیرچینی خریداری می‌کند، دارای قطعات و اجزایی هستند که در چین تولیدشده‌اند. بررسی‌ها نشان می‌دهد چین همچنان ۲۵ درصد از ارزش کالاهای الکترونیکی‌ای را که آمریکا از ویتنام خریداری می‌کند، تأمین می‌کند.

تعرفه‌های جدید ترامپ با هدف جایگزینی واردات با کالاهای تولید آمریکا وضع‌شده‌اند؛ اما این موانع تجاری و واکنش‌هایی که به دنبال خواهند داشت، مسیرهای تجارت را نیز تغییر خواهند داد. ازآنجاکه مکزیک و کانادا دارای مرزهای مشترک با آمریکا هستند، هر شریک تجاری جایگزین، ازنظر جغرافیایی دورتر خواهد بود و به‌احتمال‌زیاد ازلحاظ دیپلماتیک نیز فاصله بیشتری با آمریکا خواهد داشت. حتی ممکن است تعرفه‌های ۲۵ درصدی بر مکزیک و کانادا موجب افزایش تجارت با چین شود؛ چراکه تعرفه‌های اعمال‌شده بر چین تنها ۱۰ درصد است. پیامدهای این سیاست می‌تواند فراتر از تغییر در مسیرهای تجاری باشد. اشتباه ترامپ نه‌تنها بر نحوه جریان تجارت در خطوط ژئوپلیتیک موجود تأثیر می‌گذارد، بلکه این آرایش‌ها را نیز تغییر خواهد داد. کشورهای مختلف اکنون می‌دانند که نمی‌توانند آمریکا را یک شریک تجاری قابل‌اعتماد بدانند. کشورهای میانه‌رو در نقشه ژئوپلیتیک ممکن است روابط نزدیک‌تری با دیگر قدرت‌های اقتصادی برقرار کنند. متحدان و دوستان آمریکا نیز ممکن است خود را از این کشور دورتر ببینند. حتی پیش از اعمال این تعرفه‌ها، تصمیم ترامپ باعث افزایش فاصله ژئوپلیتیک تجارت شده است، زیرا شکاف دیپلماتیک میان آمریکا و سایر کشورها را بیشتر کرده است.

کسری تجاری کلی ایالات‌متحده در برابر اتحادیه اروپا رقمی معادل 8/ 51 میلیارد یورو است،‌عددی که کمتر از 20‌درصد آمار ادعایی ترامپ است. البته، 8/ 51 میلیارد یورو همچنان عدد بزرگی محسوب می‌شود؛ اما حتی اگر فرض کنیم که مازادهای تجاری ناعادلانه هستند (فرضی که بسیاری از اقتصاددانان به‌شدت با آن مخالفت هستند)، این رقم در مقایسه با مازادهای تجاری سایر کشورها با آمریکا ناچیز است. به‌طور خاص، کسری تجاری ایالات‌متحده با اتحادیه اروپا تقریباً یک‌هفتم کسری تجاری آمریکا با چین و کمتر از نصف کسری تجاری آمریکا با مکزیک است. کسری تجاری ایالات‌متحده با اتحادیه اروپا تقریباً ‌برابر با کسری تجاری این کشور با کانادا (5/ 53 میلیارد دلار، معادل ۵۲‌میلیارد یورو) است، اما نباید فراموش کرد که تولید ناخالص داخلی اتحادیه اروپا تقریباً هشت برابر کانادا است؛ بنابراین‌ به‌عنوان‌ درصدی از تولید ناخالص داخلی، مازاد تجاری اتحادیه اروپا با ایالات‌متحده تنها 3/ 0 درصد از تولید ناخالص داخلی سالانه این اتحادیه را تشکیل می‌دهد؛ درحالی‌که این نسبت برای کانادا 5/ 2 درصد است. به بیان ساده، اگر رابطه تجاری اتحادیه اروپا با ایالات‌متحده واقعاً یک «فاجعه» باشد، پیدا کردن کلماتی برای توصیف روابط تجاری آمریکا با سایر کشورها دشوار خواهد بود. شاید بتوان آن را یک «فاجعه عظیم» نامید. دونالد ترامپ مطمئن نیست که اسپانیا جزو بازارهای نوظهور است یا نه؛ او اخیراً از همکاران خود سؤال کرده بود که آیا اسپانیا جزو «کشورهای بریکس» محسوب می‌شود. باوجوداین سطح از اطلاعات، ترامپ اطمینان داده که تعرفه‌‌‌‌‌ها بر اتحادیه اروپا به‌زودی اعمال خواهند شد؛ مسئله‌ای که حالا با توجه به اینکه او نخستین حمله خود را علیه کانادا و مکزیک انجام داده، تهدید جدی‌تری محسوب می‌شود. این تعرفه‌‌‌‌‌ها می‌توانند ازنظر اقتصادی دردناک، تفرقه‌‌‌‌‌افکن و به‌طور بالقوه یک تهدید حیاتی برای موجودیت اتحادیه اروپا محسوب شوند؛ زیرا این امکان وجود دارد که کشورهای اروپایی را به دو گروه دوست و دشمن آمریکا تبدیل کند.

حال سؤال اساسی آن است که در چنین شرایطی، کشورهای اروپایی باید چه سیاستی را در مقابل ایالات‌متحده اتخاذ کنند؟ اولین کاری که اروپایی‌ها باید انجام دهند این است که ترامپ را جدی بگیرند. حمله ترامپ به همسایگان ایالات‌متحده باید اروپایی‌‌‌‌‌ها را از این فکر که ترامپ فقط بلوف می‌زند یا اینکه با دادن امتیازهای زودهنگام می‌توان نظر او را تغییر داد، بیرون بیاورد.  ریاست‌‌‌‌‌جمهوری ترامپ بر پایه این باور استوار است که رونق ایالات‌متحده با گسستن زنجیرهایی که آن را ازنظر مالی، نظامی و تجاری به سیستم جهانی متصل کرده، ممکن می‌شود. اعمال تعرفه‌‌‌‌‌ها جزئی جدایی‌‌‌‌‌ناپذیر از پیاده‌‌‌‌‌سازی این دیدگاه هستند و حمله به شرکای نزدیک آمریکا به‌عنوان بهترین گزینه برای کسب پیروزی‌‌‌‌‌های سریع تلقی می‌شوند (همان‌طور که در مورد مکزیک و کانادا مشاهده شد)؛ درواقع آمریکا تلاش دارد تا با حمله به نزدیک‌ترین شرکای تجاری، برای سایر کشورها (ازجمله کشورهای اروپایی) خط‌ونشان بکشد. این وضعیت اتحادیه اروپا را با توجه به مازاد تجاری آن با ایالات‌متحده به یک شکار جذاب تبدیل کرده است. اروپایی‌ها در تجارت اختلال ایجاد می‌کنند، تنظیم‌گری در اقتصاد را پیگیری می‌کنند و در عرصه نظامی همواره به دنبال سواری رایگان هستند. تأکید بر اینکه ایالات‌متحده با اعمال تعرفه به رابطه 3/ 1 ‌تریلیون دلاری خود با اتحادیه اروپا آسیب می‌زند، هرچند می‌تواند درست باشد، اما بر تصمیم ترامپ تأثیرگذار نخواهد بود.

رهبران اروپایی همچون امانوئل مکرون و اولاف شولتس حالا متوجه شدند که باید ترامپ را جدی بگیرند. آن‌ها تا جایی که ممکن بوده تلاش کرد‌ند تا از تحریک ترامپ خودداری کنند، بااین‌حال اروپایی‌ها باید اتحاد خود را حفظ کرده و یک استراتژی مدون برای مقابله با ترامپ اتخاذ کنند. اروپایی‌ها تلاش می‌کنند که مسئله را با مذاکره فیصله دهند و در همین راستا احتمالاً پیشنهادهایی در رابطه با خرید بیشتر کالا از آمریکا ارائه خواهند کرد. درنهایت اگر این اقدامات برای ترامپ کافی نباشد، اروپا باید گزینه «پاسخ تلافی‌جویانه» را مورد‌استفاده قرار دهد. پاسخ‌‌‌‌‌های تلافی‌‌‌‌‌جویانه همیشه دردناک هستند و به‌عنوان راه‌‌‌‌‌حل‌‌‌‌‌های «باخت-باخت» شناخته می‌شوند. اتحادیه اروپا باید بااحتیاط عمل کند زیرا در حال حاضر اقتصادهای بزرگ این اتحادیه وضعیت مناسبی ندارند و یک تنش اضافه ممکن است باعث ایجاد پیچیدگی‌های بیشتر در اقتصاد این کشورها شود. انتظار می‌رود که اروپا برخی سیاست‌ها را برای واکنش به آمریکا در نظر داشته باشد. ازجمله این سیاست‌ها می‌توان به بازگرداندن تعرفه‌‌‌‌‌ها بر فولاد و آلومینیوم از ماه مارس و اضافه کردن کالاهای بیشتر به لیست مشمول تعرفه‌ها اشاره کرد. اجرایی شدن موارد فوق به این معنی است که اوضاع وخیم خواهد شد. شرط اجرایی شدن سناریوی تقابلی، متحد‌شدن 27 کشور عضو اتحادیه اروپا است. تعرفه‌های آمریکا ممکن است برای اقتصاد برخی از کشورهای اروپایی چالش‌برانگیزتر باشد؛ به‌عنوان‌مثال، آلمان بیشتر از فرانسه به تعرفه‌های خودرو حساس است.

او حتی ممکن است تعرفه‌‌‌‌‌ها را بر کشورهای عضو ناتو اعمال کرده و به آن‌ها وعده معافیت در قبال تعهدات دفاعی بدهد. در چنین شرایطی، هرکدام از ۲۷ کشور اتحادیه اروپا ممکن است در نقطه‌ای پرچم سفید را بالا ببرند. به همین دلیل، پیش‌بینی و برنامه‌‌‌‌‌ریزی استراتژیک (که نبودش نقطه‌ضعف بزرگی برای اتحادیه اروپا است) باید آخرین قطعه از پازل باشد. در یادداشتی که به قلم اورسولا فون درلاین؛ رئیس کمیسیون اروپا، و کریستین لاگارد؛ رئیس بانک‌مرکزی اتحادیه اروپا، در نشریه فایننشال‌تایمز به چاپ رسیده‌است این مقامات وعده دادند که اصلاحاتی را در سیستم سیاسی-اقتصادی اروپا انجام دهند. ازجمله این اصلاحات می‌توان به کاهش مقررات زائد، رشد تکنولوژی و سیاست‌های پولی کاراتر اشاره کرد. در کنار این‌ها مقامات اتحادیه اروپا باید به این نکته واقف باشد که قدرت ژئوپلیتیک آن‌ها درگرو مستحکم کردن پیوندهای سیاسی کشورهای عضو اتحادیه است.

اگر هدف واقعی ترامپ از این تهدیدها، تقسیم ‌بار هزینه‌های دفاعی باشد، اتحادیه اروپا باید این درخواست را به‌طور کامل اجرایی کند. بهترین راه برای پاسخ‌‌‌‌‌ بلندمدت اتحادیه اروپا به تهدیدات تجاری ترامپ، سرمایه‌گذاری در قدرت سخت خود است، حتی در عرصه تجارت نیز بهترین دفاع همان قدرت نظامی واقعی است.

2) تأثیر داخلی تعرفه‌های ترامپ

از منظر تأثیر داخلی تعرفه‌های ترامپ، ازنظر نشریه اکونومیست تعرفه‌ها نه‌تنها باعث تولد دوباره تولید نمی‌شود بلکه به آمریکا هم آسیب می‌زند. فرانکلین دلانو روزولت بیش از 90 سال پیش آسیب‌های ناشی از رکود بزرگ آمریکا را بررسی کرد. او در اشاره به یکی از عوامل آن چنین می‌گوید: تعرفه‌های بسیار بالا دیگر کشورها را به اقدامات تلافی‌جویانه تشویق کرد و سرمایه‌گذاری‌ها را کاهش داد. به‌این‌ترتیب آمریکا در مسیر ویرانی قرار گرفت. چند دهه تلاش‌های جهانی با رهبری آمریکا باعث شد تعرفه‌ها پایین کشیده شوند و بازرگانی یک‌بار دیگر رونق گیرد. آن درس بسیار دردناک بود، اما رئیس‌جمهور دونالد ترامپ آن را نیاموخته است.

دونالد ترامپ در روز اول کاری از اعمال تعرفه‌ها بر کل واردات خودداری کرد. این امر مایه آرامش خاطر سرمایه‌گذاران بود؛ اما اشتباه نکنید، مردی که تعرفه را زیباترین واژه در فرهنگ لغت می‌داند علاقه‌مند است که حمایت‌گرایی را افزایش دهد. به عقیده او تعرفه ابزاری است که می‌تواند اهداف زیادی ازجمله کاهش کسری تجاری آمریکا، بازسازی توان تولید و ایجاد جریان درآمدی را برای دولت محقق کند؛ اما او در تمام این موارد اشتباه می‌کند. اقدام آقای ترامپ در اعمال تعرفه‌ها در دور اول ریاست‌جمهوری‌اش نتوانست کسری تجاری آمریکا را کوچک‌تر کند. یک دلیل آن است که تعرفه‌ها دلار را قدرتمندتر می‌کنند. آن‌ها تقاضای آمریکا را برای کالاهای وارداتی کاهش می‌دهند، درنتیجه تقاضا برای ارزهای خارجی کمتر می‌شود. وقتی دلارهای کمتری فروخته شوند ارزش دلار بالا می‌رود و این امر به‌نوبه خود تقاضای جهانی برای صادرات آمریکا را سرکوب می‌کند. درنتیجه حتی باوجوداینکه آمریکایی‌ها کالای کمتری از دیگر نقاط جهان خریداری می‌کنند کالای کمتری هم به آن‌ها می‌فروشند.

همچنین، سابقه تعرفه‌های اخیر ثابت می‌کند که آن‌ها به خلق مشاغل در کارخانه‌های آمریکایی کمک نمی‌کنند. از زمان اعمال تعرفه‌ها در دور اول ترامپ، سهم بخش تولید در اشتغال کمتر شده است. شرکت‌های صنایعی مانند فولاد و آلومینیوم که در دولت اول ترامپ مستقیماً تحت حمایت تعرفه‌ای قرار گرفتند درآمد بیشتری به‌دست آوردند، اما این درآمد به بهای نابودی شرکت‌های پایین‌دستی تمام شد که به خاطر افزایش هزینه نهاده‌ها آسیب دیدند.

آقای ترامپ در صحبت‌های هیجانی خود می‌گفت که مالیات بر درآمد را به‌طور کامل با تعرفه‌ها جایگزین می‌کند. اداره «خدمات درآمد خارجی» این اطمینان را ایجاد خواهد کرد که خارجیان -و نه آمریکایی‌های سخت‌کوش- هزینه‌های دولت را می‌پردازند. این گفتمان برای بازاریابی عالی، اما درواقع مزخرف است. این مصرف‌کنندگان آمریکایی هستند که به‌جای خارجیان هزینه‌های تعرفه را از طریق قیمت بالاتر کالاهای وارداتی می‌پردازند. همچنین تعرفه نمی‌تواند جای مالیات بر درآمد را بگیرد. حتی اگر سطوح واردات ثابت بماند تعرفه 10 درصدی فقط یک‌بیستم بودجه فدرال را تأمین خواهد کرد. در حقیقت، واردات هم کاهش می‌یابد، چون تعرفه‌های بالا بهای آن‌ها را افزایش می‌دهد. خوش‌بینانه‌ترین فرضیه آن است که ترامپ قصد دارد از تهدید تعرفه‌ها صرفاً به‌عنوان یک ابزار مذاکره استفاده کند. تعرفه‌ها می‌توانند ابزاری قدرتمند باشند. آمریکا به‌عنوان بزرگ‌ترین بازار جهان اهمیت و وزن زیادی دارد؛ اما تعرفه‌ها به همان نسبت می‌توانند دست آمریکا را ببندند. برداشتن تعرفه‌ها پس از اعمال آن‌ها کاری دشوار است و تکرار استفاده از آن‌ها قابلیتشان را می‌فرساید. برای مثال اگر ترامپ به بهانه عدم فروش تیک‌تاک تعرفه‌های چین را دو برابر کند آیا به بهانه صادرات فنتالین آن‌ها را سه برابر یا به بهانه اعمال قدرت در کانال پاناما تعرفه‌ها را چهار برابر خواهد کرد؟

آقای ترامپ و بسیاری از حامیانش از اواخر قرن 19 به‌عنوان عصر طلایی اقتصاد آمریکا یاد می‌کنند. در آن زمان تعرفه‌های بالا به رشد چشمگیر اقتصادی کمک کرد؛ اما درواقع، حقیقت چیز دیگری بود. مطالعات نشان می‌دهند که تعرفه‌ها از شرکت‌هایی حمایت کردند که بهره‌وری پایینی داشتند و همچنین هزینه‌های زندگی را بالا بردند. عوامل دیگر از قبیل رشد جمعیت، موفقیت کالاهای غیرتجاری و تعمیق حاکمیت قانون باعث رشد اقتصاد آمریکا شدند. شاید این حرف خیلی فنی و دانشگاهی باشد، اما نمی‌توان از اهمیت آن غافل شد. آقای ترامپ با درک غلط از تاریخ و علم اقتصاد، آمریکا و جهان را به بن‌بست می‌کشاند.

 

 

روشن‌ساز کلام

تعرفه‌ها تأثیری موجی بر زنجیره‌های تأمین دارند. بر اساس گزارشی که در سال 2019 توسط سی‌بی‌او (دفتر بودجه کنگره) درباره تأثیر دور قبلی تعرفه‌های دولت ترامپ منتشر شد، یکی از نتایج فوری این تعرفه‌ها رشد اقتصادی کندتر به دلیل کاهش تقاضا برای کالاها است. تعرفه‌ها قیمت‌ها را برای مصرف‌کنندگان افزایش و قدرت خرید را کاهش می‌دهد و شرکت‌ها را مجبور می‌کند هزینه‌های افزایش‌یافته را جذب یا به مشتری منتقل کنند.

در سال 2018، ایالات‌متحده تعرفه‌هایی را بر واردات فولاد و آلومینیوم اعمال کرد که منجر به افزایش هزینه‌های تولید برای صنایعی مانند خودروسازی و ساخت‌وساز شد. بسیاری از شرکت‌ها برای یافتن زنجیره‌های تأمین جایگزین یا مذاکره مجدد در مورد قراردادها به تکاپو افتادند اما این تغییرات اغلب چندان مؤثر واقع نمی‌شد. کمبود نیمه‌هادی‌ها در سال 2020، یک نشانه از این آسیب‌پذیری زنجیره‌های تأمین بود. فشارهای مربوط به تعرفه‌های پیشین شبکه‌های تأمین جهانی را تحت‌فشار قرار داده بود و امکان واکنش درست تولیدکنندگان را در زمان افزایش تقاضای تراشه دشوارتر می‌کرد. کمبود منابع جایگزین، صنایعی مانند خودروسازی و لوازم الکترونیکی را با تنگناهای تولید مواجه کرد.

جیم رید؛ تحلیلگر دویچه بانک، در یادداشتی نوشته است که بازار خطرات این تعرفه‌ها را بر زنجیره تأمین دست‌کم گرفته و ازاین‌رو با شوک شدید مواجه خواهد شد. سی‌ان‌بی‌سی در گزارشی تأثیرات کوتاه‌مدت تا میان‌مدت مورد انتظار را چنین عنوان کرده است: کاهش رشد اقتصاد جهانی، به‌ویژه در کشورهایی با بخش‌های تولیدی بزرگ، افزایش قیمت نفت، قیمت‌های بالاتر برای مصرف‌کنندگان آمریکایی و نرخ‌های بهره بیشتر برای مدت طولانی‌تر در ایالات‌متحده و درنتیجه قوی‌تر شدن دلار آمریکا.

اگرچه اثرات کوتاه‌مدت تعرفه‌ها قابل‌توجه است، اما برای همیشه دوام نمی‌آورد. گزارش دسامبر 2024 سی‌بی‌او تخمین می‌زند که اثرات قیمت یک تعرفه یکنواخت 10 درصدی با اضافه شدن 50 درصد تعرفه دیگر بر واردات چینی در طی دو سال تثبیت خواهد شد، دقیقاً مانند آنچه در سال 2018 اعمال و تا سال 2020 عادی شد.

به گفته کارشناسان این تثبیت زمانی رخ می‌دهد که زنجیره‌های تأمین با واقعیت‌های جدید سازگار شوند. شرکت‌ها مجبورند عملیاتی مانند تغییر استراتژی‌های منبع‌یابی، متنوع‌سازی پایگاه‌های تأمین‌کننده و جست‌وجوی گزینه‌های برون‌سپاری (Nearshoring یعنی انتقال کسب‌وکار یک شرکت به یک کشور نزدیک به سرزمین اصلی، یا بازگشت به کشور (Reshoring) را در دستور کار خود قرار دهند.

برای مثال، به دنبال تعرفه‌های پیشین در دولت اول ترامپ، برخی از تولیدکنندگان، تولید را به مراکز تقاضا نزدیک‌تر کردند تا قرار گرفتن در معرض عوارض فرامرزی را به حداقل برسانند. برخی شرکت‌ها هم برای بهینه‌سازی پیش‌بینی، کاهش ضایعات و شناسایی مسیرهای تجاری مقرون‌به‌صرفه، روی فناوری سرمایه‌گذاری کردند.

اما زنجیره‌های تأمین آن‌سوی مرزها هم دچار مشکل می‌شود. بر اساس گزارش آکسفورد اکونومیکس، در بخش‌های صنعتی کانادا، ارزش نهاده‌های واسطه‌ای ساخت ایالات‌متحده بین 3 تا 17 درصد از کل نهاده‌ها را تشکیل می‌دهد، درحالی‌که این رقم در مکزیک در محدوده 3 تا 15 درصد است. تجهیزات حمل‌ونقل (به‌ویژه خودرو)، فلزات اساسی، لاستیک و پلاستیک، مواد شیمیایی، برق و ماشین‌آلات با اتکای بالاتر از حد متوسط ​​به واردات ایالات‌متحده در هر دو کشور در خط مقدم آسیب هستند.

تعرفه‌ها چالش‌های متعددی را در پی دارند که اغلب پیمایش آن‌ها هم دشوار است: (1) نوسان قیمت: نوسان هزینه‌های مواد و کالاها، بودجه شرکت‌ها را تحت‌فشار قرار می‌دهد و سودآوری را کاهش می‌دهد. (2) ریسک تأمین‌کننده: تغییر به تأمین‌کنندگان آزمایش‌نشده و ناآشنا یا تامین‌کنندگانی که هزینه بیشتری طلب می‌کنند، عدم قطعیت‌های جدیدی را ایجاد می‌کند. (3) پیچیدگی لجستیک: تعرفه‌ها مسیرهای تجاری و الگوهای حمل‌ونقل را تغییر می‌دهند که منجر به تأخیر و افزایش هزینه‌ها می‌شود.

بااین‌حال، این چالش‌ها همچنین فرصت‌هایی را برای کسب‌وکارها ایجاد می‌کنند تا عملیات خود را نوآورانه‌تر و آینده‌نگرتر سازند. مثلاً در سال 2018 که اپل به دلیل تعرفه‌ها با هزینه‌های تولید بالاتر در چین مواجه شد، گام‌های مهمی برای تنوع بخشیدن به زنجیره تأمین خود برداشت. این شرکت با گسترش تولید به کشورهایی مانند ویتنام و هند، وابستگی خود را به یک مرکز تولید کاهش داد و درعین‌حال اثرات مالی مربوط به تعرفه‌ها را هم کم کرد. این شرکت قراردادهای خود را هم با تأمین‌کنندگان کلیدی مستحکم‌تر کرد و با وجود تغییر شرایط تجاری، کارایی عملیاتی را تضمین کرد.